شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
85
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
توانست جمعى را معتقد سازد كه على بن ابى طالب حتى نماز نمىخواند ! و به اصول اسلامى اعتقادى ندارد ! تا آنجا كه آن ناپاك خود در هنگام لعن بر آن حضرت مىگفت : « اللهم ان أبا تراب الحد فى دينك و صد عن سبيلك . . . » سبحان اللّه ! ننگ و بىشرمى تا كجا ! معاويه فرزند بو سفيان كه تا ديروز خود و پدر و قبيلهاش در برابر پيغمبر شمشير در دست گرفته و عليه آن حضرت مىجنگيدند تا بالاخره مسلمانان به خاطر قدرت با كراهت اسلام را پذيرفتند ؛ اين مرد اكنون خود را حامى دين و پشتيبان راه خدا مىشمارد و على عليه السّلام را مانع راه خدا و ملحد در دين معرفى مىكند ! نصر بن مزاحم مىنويسد : در جنگ صفين جوانى از لشكر معاويه خارج شد و ارادهء جنگ با ياران على را نمود ، در حالى كه پىدرپى بىآن بزرگوار را لعن مىكرد و ناسزا مىگفت . هاشم بن مرقال كه از ارتشيان آن حضرت بود ، به وى گفت : ( اى جوان ) اين سخنان تو بعد از آن مخاصمه و محاكمهء الهى است و پس اين جنگ حساب است . از خدا بترس ، زيرا تو به سوى او بازمىگردى و از موقعيت و موقفى كه اكنون دارى از تو پرسش خواهند كرد و هدف تو را از آمدن در اين جنگ جويا خواهند شد . جوان در پاسخ گفت كه من با شما جنگ مىكنم به اين علت كه رهبر شما على عليه السّلام آن گونه كه به من گفتهاند نماز نمىخواند ( ! ) و شما هم نماز نمىگذاريد » . « 1 » آرى ، وسعت دستگاه شيطانى تبليغاتى معاويه تا اين مقدار بود و اثر منفى آن هم تا اين حد ! اين سب و لعن نسبت به دومين فرد جهان انسانيت و اشرف اولاد آدم پس از پيغمبر اسلام همچنان ادامه داشت و بازارش گرم بود تا نوبت حكومت به عمرو بن عبد العزيز رسيد . وى به علل خاصى دستور اكيد داد كه مردم از سب و لعن امير المؤمنين على عليه السّلام خوددارى كنند . مسعودى در سيرهء حكومت وى مىنويسد : « عمر بن عبد العزيز لعن على را بر بالاى منابر ممنوع ساخت « 2 » و گفت به جاى آن اين آيه را بخوانند : « پروردگارا ، غفرانت را بر ما و بر برادران ما آنهايى كه پيش از ما به تو ايمان آوردند ، شامل گردان و قرار مده در دل ما كينه را نسبت به كسانى كه ايمان آوردند . پروردگار ما ! به درستى كه تو رئوف و مهربانى » . « 3 » اين بود يكى از شومترين و خطرناكترين طرحهايى كه معاويه در صدد بود آن را اجرا
--> ( 1 ) - الغدير ، ج 10 ، ص 290 . ( 2 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 193 . ( 3 ) - سورهء حشر ( 59 ) آيهء 10 .