شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

74

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

حجر عزيز كشته مىشود حجر بن عدى كه از شخصيتهاى بزرگ و از دوستان با وفاى على عليه السّلام بود ، در كوفه مسكن داشت و همواره با استاندارانى كه آلت اجراى مقاصد شوم خلفاى ستمگر بودند ، سخت در مبارزه و پيكار بود و در برابر قانون‌شكنيها و خلاف‌كاريهايشان آشكارا اعتراض مىنمود ، تا آنگاه كه نوبت به زياد بن أبيه رسيد . آن سفلهء پست نهاد ، زمانى كه حاكم كوفه گشت ، همانند گذشتگان ستم‌پيشه‌اش خويش را در برابر مردى شير دل و آشتىناپذير مواجه بود و از شهامت و صراحت لهجه و جرأت او سخت نگران و در رنج بود تا بالاخره تصميم گرفت از حجر به معاويه شكايت كند . حكومت شام كه در انتظار چنين بهانه‌اى نشسته بود تا بتواند آن پاكمرد با فضيلت را از ميان بر دارد ، دستور دستگيرى و بازداشت او را صادر كرد . زياد بن أبيه پس از مشكلات فراوان و رنجهاى بسيار توانست حجر و يازده تن از يارانش را دستگير نمايد و به سوى شام بفرستد . هنگامى كه خبر دستگيرى و اسارت حجر به معاويه رسيد ، دژخيمى را با جمعى فراوان از جيره‌خواران و بندگان خود به سوى آن اسيران آزاده فرستاد . آنها در محلى به نام « مرج عذرا » حجر و ياران او را ملاقات كردند . دژخيم ناپاك پس از آن كه سخنان ناروايى را كه شايستهء او و اربابش بود به حجر گفت ، او و اصحابش را اين گونه تهديد كرد : « امير المؤمنين معاويه به من فرمان داد تا تو و اصحابت را با تيغ سر از تن برگيرم ، الا آن كه از كفر خود ( ! ) بازگشت كنيد و على را لعن نماييد و از او برائت جوييد ! » اما در پاسخ چه شنيد ؟ « قال حجر و جماعة ممن كانه معه : ان الصبر على حر السيف لأيسر علينا مما تدعونا اليه ثم القدوم على اللّه و على نبيه و على صفيه أحب الينا من دخول النار . « 1 » حجر و ياران او گفتند : شكيبايى و صبر بر تيزى شمشير براى ما آسانتر است از آنچه شما ما را بدان مىخوانيد . سپس ورود بر خداوند و بر پيغمبر او و بر صفى و برگزيده‌اش ( على ) نزد ما محبوب‌تر است از آن كه در آتش داخل شويم . » آنها با گفتن اين پاسخ تصميم خود را گرفتند و عزم خويش را بر شهادت جزم كردند . پنج تن از ياران با وفاى او كشته شدند و سرهاى نازنين و مقدس اين مردان خداى را براى

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات حضرت سيد الشهداء ( ع ) ، ج 1 ، ص 176 .