شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

67

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

مستقبلين ) ابو قتادهء انصارى را ملاقات نمود . معاويه به وى گفت : ابو قتاده ! همهء مردم به استقبال من آمدند به جز شما جمعيت انصار ! چه چيز شما را منع كرد از آن كه به استقبال من درآييد ؟ ابو قتاده گفت : ما وسيله‌اى كه بر آن سوار شويم نداشتيم . معاويه ( به طور استهزا ) گفت : پس نواضح - يعنى شتران آبكش - شما كجا هستند ؟ « 1 » ابو قتاده در پاسخ گفت : ما آن شتران را در جستجوى تو و پدرت در روز بدر ( هنگامى كه در صف مشركان بوديد ) از دست داديم . معاويه با پوزخندى گفت : آرى اى ابو قتاده ! در اينجا ابو قتاده گفت : پيغمبر خدا به ما خبر داد كه به زودى بعد از او افراد ناشايسته‌اى را مىبينيم كه بر ما مقدم شوند و حق ما را پايمال سازند . معاويه گفت : در آن هنگام پيغمبر به شما چه دستورى داد ؟ ابو قتاده گفت : پيغمبر به ما دستور صبر و شكيبايى داد . معاويه گفت : پس صبر كنيد تا هنگامى كه او را ملاقات نماييد ! » « 2 » در اين برخورد و گفتگو ، معاويه گفتار پيغمبر و اخبار آن حضرت را در بارهء حوادث بعد از خود صريحا مورد استهزا قرار داده و با لحنى آميخته به استهزا و انكار مىگويد : « اكنون كه پيغمبر به شما دستور صبر داده ، پس صبر كنيد تا او را ديدار نماييد » . فرزند ابو سفيان در اينجا نه تنها اخبار پيغمبر را نسبت به حوادث بعد از وى مورد استهزا قرار داده ، بلكه با جملهء « حتى تلقوه » گويا مىخواهد اعتقاد ابو قتاده را دربارهء معاد و جهان ديگر و ديدار پيغمبر در آن روز را هم انكار نمايد و آن را عقيده‌اى بىاساس و موهوم بنامد ! آيا راستى ممكن است اين نوع كلمات و تعبيرات از فردى صادر شود كه داراى اعتقادات صحيح اسلامى باشد و نسبت به پيغمبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و گفتار وى و داستان قيامت و روز جزا با ديدهء احترام بنگرد ؟ ! اجتماع معاويه يا ابلهان تاريخ فرزند ابو سفيان كه تنها هدف او حكومت بر مردم و به دست آوردن قدرت است ، به هر صورت كه باشد براى وى لذت‌بخش است از اين كه مىبيند بر اجتماعى حكومت مىكند كه نه تنها در مسائل اساسى و اصولى اسلام و اجتماع داراى درك صحيح و انسانى نيستند ،

--> ( 1 ) - معاويه اين جمله را در مقام تحقير انصار گفت ، كنايه از اين كه شما در شمار مزدوران و آبكشان هستيد . ( 2 ) - الغدير ، ج 10 ، ص 282 .