شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
47
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
فكر رسيدن به قدرت و مال در سايهء حكومت معاويه ، چنان بزرگان كوفه را سر مست كرده بود كه دين و تمام فضايل انسانيّت را پشت سر نهادند . امام دوم عليه السّلام ضمن خطبهاى ، روحيهء دينى مردم كوفه را در هنگام جنگ صفين با زمان خود مقايسه كرده و در آنجا چنين مىگويد : « انا و اللّه لا يثنينا عن اهل الشام شك و لا ندم و انما كنا نقاتل اهل الشام بالسلامة و الصبر فشيبت السلامة بالعداوة و الصّبر بالجزع و كنتم فى مسير كم الى صفين و دينكم امام دنيا كم و اصبحتم اليوم و دنيا كم امام دينكم « 1 » ؛ به خدا قسم ! ما را از مبارزه و پيكار با مردم شام شك و ترديد و يا ندامت و پشيمانى بازنداشت ( بلكه عامل عقبنشينى ما اكنون اين است كه ) ما اهل شام ، جنگ را شروع كرديم در حالى كه نسبت به يكديگر در صلح و صفا بوديم و در برابر مشكلات صبر و شكيبايى داشتيم ، اما ( اكنون ) صلح و صفاى ما با يكديگر به عداوت و دشمنى كشيد و تحمل و صبر به ناشكيبايى و جزع منتهى شد . شما به جنگ صفين مىرفتيد در حالى كه دين در نزد شما مقدم بر دنياى شما بود ، ولى امروز اين گونهايد كه دنيا در نظرتان مقدم بر دين شماست » . با مطالعهء حوادثى كه تا اينجا بر شمرديم به خوبى روشن مىشود كه چگونه موجبات صلح امام مجتبى عليه السّلام يكى پس از ديگرى به وقوع مىپيوندد . با آن كه آن حضرت سخت از آن بر حذر بود و با تمام نيرويى كه داشت مىكوشيد تا نگذارد اين صلح انجام گيرد ، اما متأسفانه اين كوششها بىاثر بود و بالاخره همان صلح با تمام نگرانيهايى كه حضرت از آن داشت به آن بزرگوار تحميل گرديد . ارزيابى صلح امام حسن عليه السّلام تا اينجا مهمترين حوادث تلخ تاريخى و پيشامدهاى ناگوارى كه از ابتداى خلافت امام حسن عليه السّلام تا هنگام صلح وى با معاويه به وقوع پيوست ، بسيار فشرده و كوتاه شرح داده شد . اكنون كه زمينهء بحث براى بررسى و ارزيابى صلح آن بزرگوار آماده گرديد ، به تحقيق و جستجو دربارهء اسرار صلح و ماهيت آن و نتايجى كه اين عمل براى جلوگيرى از سقوط حتمى و قطعى اسلام به طور موقت و تا هنگام حادثهء كربلا در بر داشت ، مىپردازيم .
--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 272 .