شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
26
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
امير المؤمنين عليه السّلام در هنگام وداع مطالبى را خطاب به ابا ذر بيان فرمودند كه با اين جمله شروع مىشود : يا ابا ذر انك غضبت للّه . فارج من غضبت له ان القوم خافوك على دنيا هم و خفتهم على دينك . . . ؛ « 1 » اى ابا ذر ، تو براى خدا غضب كردى . پس به آن كس اميدوار باش كه براى رضاى او خشم نمودى . اين قوم ( عثمان و همكارانش ) از تو بر دنيا و حكومت و قدرت خويش ترسيدند ، ولى تو از آنان بر دين خود ترسيدى . . . بالاخره ابا ذر به ربذه تبعيد شد ، ولى آن مرد خدا و آن صحابى عاليقدر در آنجا با مشكلات دست به گريبان بود تا بالاخره در اثر گرسنگى در آن وادى جان سپرد . در حالى كه تنها فرزند او كه يك دختر بود ، بر بالين وى حضور داشت و وضع رقت بار آن پير مرد با فضيلت را با چشم خود نظاره مىكرد و بر حال او اشك مىريخت . « 2 » آرى ، در كشورى كه دلقكهاى متملق و ناپاكان اجتماع به خاطر خويشاوندى با عثمان و خوش خدمتى به وى آزادانه دست يغماگرشان به سوى بيت المال دراز است و از اموال عمومى سفرههايشان رنگين است و غرق در درهم و دينارند ، صحابى بزرگوارى همانند ابو ذر بايد در بيابان ربذه در برابر ديدگان اشكبار دختر خردسال خويش گرسنه جان بدهد ! اما ابا ذر مسلمان با اين گذشت بهتآور نشان داد كه انسانهاى آزاده و با شرف از مرگ با گرسنگى استقبال مىكنند ، اما ننگ بردگى و ذلت تسليم در برابر ستمگران را بر خويش هموار نمىسازند و زانو بر زانوى بيدادگران كنار سفرهء بيت المال قرار نمىگيرند . آرى ، اين درسى است كه ابا ذر به همهء انسانهاى آزادهء جهان داده است . ابن مسعود مورد غضب واقع مىشود ابن مسعود كه از قراء بزرگ ، مشهور و از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بوده است ، به علت اعتراضى كه به رفتار غير قانونى عثمان مىكند ، مورد غضب واقع مىشود و خليفه دستور مىدهد او را از مسجد بيرون كنند و مورد اهانت قرار دهند . دستور خليفه اجرا شد و ابن مسعود را كشانكشان از مسجد خارج ساختند و در آنجا چنان آن پيرمرد را بر زمين كوبيدند كه استخوان پهلوى وى در هم شكست ! هر چند خليفه در اينجا ( مانند موارد
--> ( 1 ) - شيخ محمد عبده : شرح نهج البلاغه ، جزء دوم ، ص 299 . ( 2 ) - الغدير ، ج 8 ، ص 293 .