شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
23
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
مسلمين به حكم داد . « 1 » يكى از فرزندان وى به نام مروان بن حكم را به سمت دامادى خود پذيرفت و خمس اموال نواحى آفريقا را كه پانصد هزار دينار طلا بود در يك نوبت به وى عطا نمود « 2 » و برادر مروان را كه فرزند ديگر حكم بود ، به نام حارث بن حكم ، نيز به دامادى خود مفتخر ساخت و سيصد هزار درهم تنها در يك مورد به او داد . « 3 » ثروتهايى كه از بيت المال به دست آمد ! حكومت عثمان به جمعى از مردم بىايمان و متملق فرصت داد تا با خدمت صادقانهء خود به دستگاه وى و عمل بر طبق هوسها و رضاى خليفه ، حد اكثر بهرهبردارى را از بيت المال مسلمين بنمايند . اكنون بعضى از آنان را با قسمتى از ثروتهايى كه اندوخته بودند در اينجا نام مىبريم . يعلى بن اميه در هنگام مردن پانصد هزار دينار طلا از خود به جاى گذارد و ارزش املاك و بقيهء ما ترك او سيصد هزار دينار بود . « 4 » عبد الرحمن بن عوف صد اسب و هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت و هنگامى كه از دنيا رفت چهار زن داشت و يك هشتم ما ترك او را بين چهار زن تقسيم كردند . با اين حال ، به هر زن هشتاد و چهار هزار دينار رسيد . « 5 » زيد بن ثابت ، آن قدر طلا و نقره از او به جاى ماند كه پس از مرگش آنها را با تبر شكستند و بين ورثهاش تقسيم كردند و قيمت بقيهء ما ترك او هم هزار دينار طلا شده بود . « 6 » اينان از كارگردانان مهم دستگاه خلافت بودند ، كسانى كه همه چيز حتى قانون و مقررات اسلامى را فداى رضاى خليفه و تأمين هوسها و خواستههاى او مىكردند . اينجاست كه انسان به ياد گفتهء على عليه السّلام در خطبهء شقشقيه مىافتد هنگامى كه آن بزرگوار دربارهء عثمان و بنى اميه و كارگردانان حكومت او و وضع بيت المال مسلمين در دست آنان سخن مىگويد : « . . . و قام معه بنو أبيه يخضمون مال الله خضمة الابل نبتة الربيع « 7 » ؛ هنگامى كه عثمان به خلافت قيام كرد اقوام و خويشانش ( بنى اميه ) هم با او برخاستند و مال خدا ( بيت المال ) را خوردند ، مانند شترى كه علفهاى ( نرم و لطيف ) ايام بهار را مىبلعد » .
--> ( 1 ) - الغدير ، ج 8 ، ص 242 . ( 2 ) - همان ، ص 257 . ( 3 ) - همان ، ص 267 . ( 4 ) - على بن الحسين بن المسعودى : مروج الذهب ، ج 2 ، ص 342 . ( 5 ) - همان ، ص 223 . ( 6 ) - همان ، ص 223 . ( 7 ) - شيخ محمد عبده : شرح نهج البلاغه ، جزء اول ، ص 89 .