شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
283
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
پاك به اسلام ابراز مىداشتند و در باطن ننگ مىدانستند كه پيرو دين اسلام باشند ، زيرا دين اسلام از فداكاريها و جانبازيهاى بنى هاشم پابرجا مانده بود ، ولى چون مسلمانان نفوذ كاملى داشتند ، بنى اميه صلاح را در اين ديدند كه در سايهء پيروى از اسلام مقاصد خويش را عملى سازند . همين كه در دستگاه حكومت و خلافت وارد شدند و پايهء جاه و جلال خويش را محكم نمودند ، علنا به مخالفت با اسلام برخاستند و اسلام را به باد تمسخر گرفتند . بنى هاشم كه كار را بدين منوال ديدند و از خيالات بنى اميه واقف شدند ، سكوت را جايز ندانسته ، حركت عثمان را به مردم نشان دادند . مسلمانان كه اين حركتها را مشاهده كردند بر عثمان شوريدند و او را به قتل رساندند و اكثريت آراء ، خلافت على عليه السّلام را تصويب كرد و على به خلافت رسيد . پس از اين واقعه ، بنى اميه يقين كردند كه باز بنى هاشم داراى سيادت و عظمت اوليه مىشوند ، اين بود كه دوباره حكومتهاى سابق بنى اميه كه موقعيت خود را در خطر ديدند دست به تظاهرات شديدى زدند و حاكم شام ( معاويه ) كه يك جرثومهء شيطنت بود به بهانهء قتل عثمان و به ادعاى اين كه كشته شدن عثمان با اشارهء على بوده ، علم مخالفت را بر افراشت و اختلاف شديدى بين مسلمانان بروز كرد و مانند عهد جاهليّت شمشيرها بين اعراب به كار افتاد و جنگهاى متعددى به وقوع پيوست تا اين كه على عليه السّلام را در محراب مسجد شهيد كردند . از آن به بعد ، كاملا معاويه غالب و حسن فرزند على عليه السّلام و برادر بزرگ حسين عليه السّلام با وى صلح كرد و جانشينى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم دوباره به دست بنى اميه افتاد . « 1 » معاويه از يك طرف اقتدار مىيافت و از طرف ديگر با تدابير عملى در نابودى بنى هاشم مىكوشيد و در نابودى و محو ابدى آنان دقيقهاى فروگذار نمىنمود . حسين عليه السّلام به شعار هميشگى خود مىگفت : من در راه حق و حقيقت كشته مىشوم و دست به ناحق نخواهم داد . بنى اميه از اين شعار حق و حقيقت مىترسيدند . اين جنگ و جدال باقى بود تا اين كه امام حسن و معاويه در گذشتند و يزيد جانشين معاويه گرديد . حسين عليه السّلام ديد از يك طرف حركتهاى بنى اميه كه ( قدرت ) مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال مىكردند ، نزديك است يكباره پايههاى استوار و مستحكم اسلام را در هم ريزد و از طرف ديگر مىدانست كه به فرض اين كه از يزيد اطاعت بكند يا با او مخالفت ورزد ، بنى اميه نظر به عداوت و دشمنى ديرينه خود از محو و نابودى بنى هاشم دستبردار نيستند
--> ( 1 ) - دربارهء اسرار صلح امام حسن 7 و عواملى كه ضرورت آن را ايجاب مىنمود ، به بحث ما در اين كتاب مراجعه نماييد .