شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
251
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
« سوگوارى » زنان و كودكان مصيبت ديدهء حسين عليه السّلام از كربلا مجسّم مىساختند ، به زودى همهء مردم را در جريان فاجعهء نينوا قرار مىداد و طبعا با مراجعت آنان به شهرها و وطنهاى خود ، سراسر كشور از آدمكشيها ، جنايتها و وحشيگريهاى دودمان بنى اميه آگاه مىگشت . عمل خاندان پيغمبر در مدينه به ظاهر سوگوارى و عزادارى بود ، اما در باطن تبليغات وسيع و مؤثرى بود كه عليه دودمان بنى اميه و براى تثبيت موقعيت خاندان وحى انجام مىگرديد و نفرت و انزجار شديدى در دلهاى مردم نسبت به آل ابو سفيان ايجاد مىنمود . اين سوگواريها و اشك و نالهها اولين اثر خود را در همان مدينه ظاهر ساخت و از بازگشت خاندان حسين عليه السّلام چند روزى بيشتر نگذشته بود كه مردم آن شهر به رهبرى عبد اللّه بن حنظله قيام كردند . اين جنبش و قيام كه به منظور در هم ريختن شالودهء حكومت يزيد و خونخواهى حسين بن على عليه السّلام انجام گرديده بود ، هر چند با دست يكى از ناپاكترين ياران و فرماندهان ارتش معاويه با وضع ننگين و رسوايى در هم شكسته شد ، اما حكومت دمشق نتوانست با انجام اين كار پيروزى مهمى در راه تثبيت وضع متزلزل خويش به دست آورد ، زيرا در آن هنگام سراسر كشور مانند آتشهاى گداختهاى بود كه براى مشتعل ساختن و سوزاندن ريشههاى حيات دودمان بنى اميه آماده بود ، ولى در زير خاكستر پنهان بود . يزيد هر چند قيام مردم مدينه را با انجام جنايتها و گناهانى كه در تاريخ بشر كم سابقه است در هم شكست ، اما بر فضيحت و ننگ خويش افزود و خود را رسواتر ساخت و نفرت و انزجار مردم را از حكومت خود شديدتر نمود ، آن نيروى معنوى و نفوذ و اعتبار نامحدود حسين عليه السّلام كه در اثر « مظلوميت » كسب شده بود ، بالاخره توانست طوفانى عظيم در سراسر كشور ايجاد كند و با زدودن آن خاكسترها آتشهاى آماده را شعلهور سازد . آرى ، به اتكاى همين قدرت بود كه بنى العباس توانستند به نام حمايت از خاندان پيغمبر و خونخواهى حسين عليه السّلام به زودى به دوران عزت و قدرت آل اميه براى هميشه خاتمه دهند و نام و نشان آنها را محو سازند . كاروان اسيران رسالت خويش را به پايان رساند با مطالبى كه تا كنون بيان شد ، به خوبى روشن گرديد كه زنان و فرزندان اسير حسين عليه السّلام نه تنها در كوفه و شام ، بلكه هنگام بازگشت به مدينه هم براى پاسدارى از نهضت و به ثمر