شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

243

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

يزيد حق دارد الان در سوز و التهاب به سر ببرد و در خود نسبت به همين زنان و كودكان اسير ، بدترين دشمنيها را احساس كند ، زيرا همين زنان و كودكان بودند كه با سلاحهاى انسانى و غير قابل رقابت خود يعنى با بازوهاى به ريسمان بسته و با اندامهاى لاغر و ضعيفى كه فشار سنگين غل‌ها و زنجيرها سخت آنها را رنج مىداد و - مهمتر از آن - با منطق رسا ، خطابه‌هاى كوبنده و صريح خود - به زودى توانستند پايتخت كشور او را به سختى دچار هيجان و اضطراب سازند و همه چيز را يكباره به نفع خويش عوض نمايند . آرى ، همين زنان و كودكان اسير در مدتى كوتاه توانستند چنان افكار و احساسات مردم را به سوى خود متوجه سازند كه فرزند معاويه مجبور شد هنگام خارج شدن آنان از شام ، با آنها نوعى رفتار كند كه درست نقطهء مخالف آن رفتارى است كه زمان ورود آنها به شام انجام داد . در آن روزى كه اين كاروان را به دمشق وارد مىساختند ، شهر را زينت كرده بودند و مردم لباس نو به تن داشتند و شام يكپارچه در شادى و سرور غرق بود . آن روز موقعيت يزيد بسيار ثابت ، و نفوذ و اعتبار او در بين اجتماع فراوان بود ، ولى دودمان پيغمبر خاندان خارجى معرفى شده بودند و مردم از شكست و اسارت آنها مسرور و شادمان بودند . اما امروز كه همان اسيران بال و پر شكسته مىخواهند دمشق را ترك گويند آن چنان اوضاع و شرايط عوض گرديده كه يزيد ناچار است از آن استمالت كند . امروز ( به عكس آن روز ) دلهاى مردم از عشق و علاقهء به آنها سرشار و لبريز است ، ولى يزيد نفوذ و اعتبار معنوى خود را از دست داده و مورد تنفر و انزجار جامعه قرار گرفته است . مردم او را لعن مىكنند و آشكارا از وى بيزارى مىجويند . آن روز اسرا در محاصرهء شديد نظاميان و مأموران خشن و سنگدل يزيد وارد شام شده بودند و هيچ گونه مورد رحم و شفقت نبودند ، اما امروز فرزند معاويه نعمان بن بشير را كه در شمار اصحاب رسول خداى بود ، خواست و به او گفت تمام وسايل سفر را آماده كند و از نظر خوراكى و آذوقه و آشاميدنى آنچه سزاوارتر است با خود بر دارد و از مردم شام مردى امين و پارسا با جماعتى از لشكر به ملازمت خدمت ايشان بر گمارد . آنگاه يزيد به كسانى كه براى ملازمت ركاب كاروان آماده حركت بودند ، دستور داد كه همه جا در جلو قافله باشند و اگر در حين راه يكى از آنان براى حاجتى پياده شود ، همگان توقف كنند تا حاجت خود را بپردازد و در هر منزلى كه كاروان فرود آمدند نگهبانان از نزديك آنها دور تر فرود آيند و چنان