شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
235
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
هنوز از تاريخ نگارش اين نامه چند روزى بيشتر نگذشته بود كه نگرانى شديد يزيد از حركت حسين بن على عليه السّلام به سوى كوفه ايجاب كرد كه نامهء دوم خود را به عبيد الله بدين گونه نگاشت : « به من اطلاع رسيد كه حسين به سوى كوفه آمد . همانا زمان تو در ميان اوقات مورد آزمايش قرار گرفت و شهر تو در بين شهرها دچار بلا گرديد و تو در بين عمّال و كاركنان من مورد امتحان واقع شدى . آيا در چنين شرايط مانند آزادگان كار مىكنى يا به كردار بندگان بازمىگردى و عبد مىشوى » . « 1 » در اين دو نامه ، ناراحتى شديد فرزند معاويه را از حركت حسين عليه السّلام به سوى كوفه مىتوان به خوبى احساس كرد . اين دو نامه هنگامى به عبيد الله يعنى همان پسر مرجانه نگاشته شد كه آن بيچارهء تيره بخت هنوز هيچ گونه اشارهاى به حسين عليه السّلام در نامههاى خود نداشت . با اين حال ، حكومت دمشق براى سركوب نمودن حسين عليه السّلام و تسلط بر وى تا آنجا شدّت عمل نشان داد كه به استاندار كوفه نوشت ديدبانان خود را بگمار و مردان مسلح را در كمين بدار و تنها با گمان و تهمت ، مخالفان ما را به زندان بيفكن و به قتل برسان ! ( همان گونه كه شيوهء همهء جباران است . ) آيا دربارهء چنين فردى مىتوان پذيرفت كه از كشتن حسين عليه السّلام متأسف بوده و در اين گناه هيچ گونه دخالتى نداشته است ؟ ! آيا راستى يزيد بن معاويه دستور كشتن حسين را نداده بود و اين پسر مرجانه بود كه بدون رضاى او دست به چنين كارى زد ؟ ! اگر اين چنين است پس نويسندهء اين نامهها به پسر مرجانه كيست و اين فرمانهاى تند و خشن را چه كسى صادر كرده است ؟ ! آيا جز يزيد بود كه به قول او همان پسر مرجانه را براى به زانو در آوردن فرزند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا آنجا تحت فشار و مورد تهديد قرار داد كه نوشت : يا مانند آزادگان رفتار كن و يا به دوران بندگى برگرد ؟ ! با اين حال ، آيا مىتوان پذيرفت كه همان نويسندهء نامه كه استاندار او به دستور وى « مانند آزادگان رفتار كرد ! » و حسين بن على عليه السّلام را كشت و ياران او را هم به دستور همان نويسنده يعنى يزيد در حال اسارت به شام فرستاد ، اكنون پشيمان گشته و از عمل زادهء مرجانه ناراضى است و به قتل حسين عليه السّلام مايل نبوده است ؟ ! دو - دومين شاهدى كه به خوبى نشان مىدهد اظهار ندامتهاى يزيد و گناه آن جنايت
--> ( 1 ) - همان ، ج 3 ، ص 109 .