شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

222

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

خاندان وحى و رسالت سرگرم بود . آخرين و مؤثرترين ضربه‌اى كه توانست نفوذ و اعتبار يزيد را به طور محسوس متزلزل سازد . توسط امام زين العابدين عليه السّلام بر آن حكومت وارد آمد . يزيد بن معاويه براى ريختن زهر تازه‌اى از عداوت و بغض موروثى خويش بر خاندان على عليه السّلام امام سجاد را در مسجد بزرگ و جامع دمشق در روز جمعه حاضر ساخت تا خطيب كثيف و بىشرم وى در حضور آن سلالهء نبوت نسبت به سر سلسلهء مردان و دودمان ناسزا گويد و از آل بو سفيان مدح كند . اما در اين مسجد كه ( بر خلاف مجلس يزيد ) تنها چاپلوسان و متملقان و اشراف و بزرگان شام نبودند ، بلكه قشر صحيح و حقيقى اجتماع و طبقات اصيل امت هم در آن فراوان يافت مىشدند فرزند معصوم حسين عليه السّلام ضربهء مؤثر و كارى خود را چنان كوبنده و قاطع بر نفوذ و اعتبار يزيد وارد آورد كه موقعيت او را متزلزل ساخت . وضع تازه‌اى كه با خطابهء آن امام در مسجد بزرگ شام به وجود آمده بود فرزند معاويه را سخت نگران ساخت و او را نسبت به سرنوشت خود و حكومتش شديدا دچار وحشت نمود . يزيد بن معاويه هنگامى كه اجتماع عظيم مردم را در جامعه دمشق مشاهده كرد ، به خطيب بىايمان و جيره‌خوار خود دستور داد بر بالاى منبر رود تا آل بو سفيان را مدح كند و خاندان على عليه السّلام را ناسزا گويد ! آن مرد از خدا بىخبر و آن گويندهء پست طينت و فرومايه هم تا آن حد كه توانايى داشت نسبت به دودمان پاك بزرگ مرد اسلام امير المؤمنين عليه السّلام سب و لعن كرد و اسائهء ادب نمود ، آنگاه از ابو سفيان و نسل ملعون و منفور وى سخن به ميان آورد و دروغهاى فراوان در مدح و ثناى آنان گفت : اينجا بود كه زادهء حسين عليه السّلام و فرزند سالار شهيدان ناگاه از جاى برخاست و با نداى قاطع بانگ بر خطيب زد و فرمود : « ويلك أيها الخاطب ! اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فتبوأ مقعدك من النار . واى بر تو اى خطيب ! خشنودى مخلوق را بر خشم خداى اختيار كردى ؟ ! جايگاه تو در آتش باد ! » . آنگاه به يزيد روى كرد و فرمود : « أذن حى اصعد هذا الاعواد فاكلم بكلمات للّه فيه رضى و لهؤلاء الجلساء اجر . بگذار تا من بر بالاى اين چوبه‌ها روم و سخنانى گويم كه موجب خشنودى خداوند و سعادت اين مردم باشد . »