شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
219
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
خون فرزندان او و هتك حرمت خاندان و پارههاى بدن آن حضرت بر گردن گرفتهاى . در آن روزى كه خداوند آن را جمع مىسازد و پراكندگى آنها را تبديل به اجتماع مىكند و حقّ آنها را بازگيرد و « گمان مكن آنهايى كه در راه خدا كشته شدهاند ، مردهاند ؛ بلكه آنها زندهاند و در نزد پروردگار خود مرزوقند » . اى يزيد ! براى تو كافى است كه خدا حاكم بر تو باشد و خصم تو پيغمبر و جبرئيل هم از او حمايت كند ، و به زودى مىدانند آنهايى كه تو را بر اين مقام نشاندند و بر گردن مسلمانها سوار كردند كه چه ستمگرى را به جاى خود انتخاب نمودند و به زودى خواهيد دانست كه كدام يك از شما بدبختتر و ناچيزتر هستيد » . « و لئن جرت على الدواهى مخاطبتك و انى لاستصغر قدرك و لستعظم تقريعك و توبيخك لكن العيون عبرى و الصدور حرى الا فالعجب كل العجب لقتل حزب اللّه النجباء بحزب الشيطان الطلقاء فهذه الايدى تنطف من دمائنا و الافواه تتحلب من لحومنا و تلك الجثث الطواهر الزواكى تنتابها العواسل و تعفرها امهات الفراعل و لئن اتخذتنا مغنما لتجدنا وشيكا مغرما حين لا تجد الا ما قدمت يداك و ما ربك بظلام للعبيد فالى اللّه المشتكى و عليه المعول « 1 » ؛ اى زادهء معاويه ! اگر چه شدايد و فشارهاى روزگار مرا در شرايطى قرار داد كه با تو سخن بگويم ، اما من تو را كوچك مىشمرم و بسيار سرزنش مىكنم و فراوان توبيخ مىنمايم . چگونه نكنم با آن كه چشمها گريان است و دلها در فراق عزيزان سوزان . آه كه چه شگفتانگيز است ! مردان خدا به دست لشكر شيطان كشته شوند ! ؟ اين دستهاى شما از خون ما آغشته است و دهانتان از گوشت خاندان پيغمبر مملو است و آن بدنهاى طيّب و طاهر بر روى زمين مانده و گرگهاى بيابان آنها را ديدار مىكنند . اى يزيد ! اگر تو كشتن و اسارت ما را غنيمت مىشمرى ، به زودى بايد غرامت گران آن را بپردازى در آن هنگامى كه نمىيابى هيچ ذخيرهاى مگر آنچه را كه انجام دادى و خداوند به بندگانش ستم نمىكند . ما از بيدادگريهاى تو به خدا شكايت مىكنيم و او پناهگاه ماست » . « فكد كيدك واسع سعيك و ناصب جهدك فو اللّه لا تمحو ذكرنا و لا تميت وحينا و لا تدرك امدنا و لا ترحض عنك عارها و هل رأيك إلّا فند و ايامك إلّا عدد و جمعك الا بدد
--> ( 1 ) - لهوف ، ص 80 .