شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
218
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
ذلك و قد نكات القرحة و استأصلت الشافة باراقتك دماء ذرية محمد صلى اللّه على و آله و نجوم الارض من آل عبد المطلب و تهتف باشياخك زعمت انك تناديهم فلتردن وشيكا موردهم و لتودن انك شللت و بكمت و لم تكن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت اللهم خذلنا بحقنا و انتقم ممن ظلمنا و احلل غضبك به من سفك دمائنا و قتل حماتنا ؛ اى يزيد ! اين جنايتهاى عظيم را انجام دادى ، آنگاه نشستهاى و بدون آن كه خود را گناهكار بدانى يا جنايت خود را بزرگ بشمارى ، مىگويى : « اى كاش پدران من بودند و از سرور و شادمانى فرياد بر مىآوردند و مىگفتند : اى يزيد دست تو شل مباد ! اين جمله را مىگويى در حالى كه با چوب دستى بر دندانهاى مقدس سيد جوانان اهل بهشت مىكوبى ؟ ! چگونه نگويى با آن كه زخمها را شكافتى و دست خود را به خون فرزندان پيغمبر آغشته ساختى و ستارگان زمين را كه از آل عبد المطلب بودند ، خاموش نمودى ؟ ! و اكنون پدران خود را صدا مىزنى و گمان مىكنى كه با آنها سخن مىگويى ؟ ! به زودى تو به آنان مىپيوندى و در آنجا آرزو مىكنى كه اى كاش دستهايم شل و زبانم لال بود و نمىگفتم آنچه را كه گفتم و نمىكردم آنچه را كه انجام دادم . » ( در اينجا زينب با خدا سخن گفت و عرضه داشت ) : پروردگارا ، حق ما را از دشمنان ما بگير و از آنهايى كه به ما ظلم كردند ، انتقام بكش و آتش غضب را فرو فرست بر كسانى كه خون ما را ريختند و مردان ما را كشتند . » آنگاه خطاب به يزيد فرمود : « فو اللّه ما فريت الا جلدك و لا حززت الا لحمك و لتردن على رسول اللّه ( ص ) بما تحملت من سفك دماء ذريعه و انتهكت من حرمته فى عترته و لحمته حيث يجمع اللّه شملهم و يلم شعثهم و يأخذ بحقهم « و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون « 1 » » و حسبك اللّه حاكما و بمحمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خصيما و بجبرئيل ظهيرا و سيعلم من رسول اللّه لك و مكنك من رقاب المسلمين بئس للظالمين بدلا و ايكم شر مكانا و اضعف جندا « 2 » ؛ اى يزيد ، با اين جنايت نشكافتى مگر پوست خود را و پاره نكردى جز گوشت خويش را و به زودى بر پيغمبر خدا وارد مىشوى در حالى كه بار گرانى از ريختن
--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 169 ( 2 ) - لهوف ، ص 80 .