شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

207

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

تيره بخت گمان مىبرد كه فاجعهء هولناك طف ديگر رمقى براى خاندان على عليه السّلام باقى نگذاشته است . او فكر مىكرد همان گونه كه قدرت ناچيز وى چشم نامردان اجتماع را پر كرده و دلهاى آنها را لرزانده است ، در زينب و زنان و كودكان ديگر حسين هم همان اثر را خواهد داشت . اما به زودى به اشتباه بزرگ خويش پىبرد و آن غرور و نخوت وى چنان درهم شكست كه برايش سخت دردناك بود . دستور داد خاندان حسين عليه السّلام را در مجلس مخصوص وى حاضر كنند ، ولى ديد هنگامى كه دختر على وارد شد ، كمترين اعتنايى به او و قدرت او نكرد ؛ قدمها را شمرده برداشت ، همانند فرمانده‌اى پيروز كه اكنون از پيكارى بزرگ بازمىگردد . آن بانو اين گونه به مجلس وارد شد و در گوشه‌اى دور از جمعيت جاى گرفت ! طرز ورود زينب چنان براى عبيد اللّه ناراحت‌كننده بود كه از نزديكانش پرسيد : « من هذه المتكبرة ؛ اين زنى كه با اين همه نخوت و غرور بر ما وارد گرديده كيست ؟ » به او گفتند : « هذه زينب بنت على ؛ اين دختر على ، زينب است » آن ناپاك هنگامى كه نام على عليه السّلام را شنيد خشمش شديدتر شد و براى انتقام از آن بانو به حربهء فرومايگان و بىاصالتها دست زد و به زينب و خاندان وحى اهانت نمود و گفت : « الحمد للّه الذي فضحكم و قتلكم و اكذب أحدوثتكم ؛ حمد خداى را كه شما را رسوا كرد و شما را كشت و دروغ شما را آشكار ساخت » . دختر امير المؤمنين كه براى او سخن گفتن با عبيد اللّه دشوار است ، بانويى كه در شام شديدترين انتقاد را از يزيد و دستگاه حكومت او نموده و سخت او را تحقير مىكند ، با اين حال به وى مىگويد : « اى فرزند معاويه ! اين از جفاى روزگار است كه مرا در شرايطى قرار داد تا با فردى مانند تو سخن بگويم . اما من تو را كوچك مىشمرم و سخت توبيخ مىكنم » . براى چنين بانويى قهرمان ، سخن گفتن با فرزند زياد ، از ناپاك‌ترين عمّال و نوكران زادهء معاويه ، بسيار ناراحت‌كننده بود . از اين نظر در برابر ياوه‌گوييهاى وى پاسخى بسيار كوتاه ، اما قاطع فرمود : « الحمد للّه الذي اكرمنا بنبيه محمد ( ص ) و طهرنا من الرجس تطهيرا انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا ؛ حمد خداى را كه ما را به پيغمبرش شرافت بخشيد و از آلودگيها و پليديها پاك گرداند . پسر زياد ! رسوا نمىشود مگر فاسق و دروغ نمىگويد مگر فاجر ، و آن هم ما خاندان پيغمبر نيستيم » . در اينجا زادهء زياد كه خود را سخت در تنگناى حملات زينب عليها السّلام و تحقيرهاى وى