شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
205
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
زينب كبرى با كلمات ملكوتى خود حقايق تلخ عاشورا را بىپرده بيان داشت تا حكومت زادهء زياد نتواند آن را تحريف كند و ماهيت قضيه را دگرگون سازد . تصور نشود بازتاب اين خطبه و هيجان شديدى كه در بين مردم كوفه ايجاد كرده بود ، آنى بود و پس از زمانى كوتاه فراموش گرديد ! نه ، اين تصور باطل و نابجاست . گفتار زينب چنان اثر عميقى در كوفه به جاى گذاشت كه بالاخره توانست با دست همان مردم از كارگردانان و شركت كنندگان در حادثهء خونين طف به بدترين صورت انتقام بگيرد . آنها گويا خفته بودند و زينب آنان را بيدار ساخت و با روشن ساختن عظمت و بزرگى جنايتى كه با دست آنها انجام شد و تحقير و توبيخ شديدى كه آن بانو نسبت به آن مردم نمود ، خشم و غضب آن شهر را عليه عبيد الله بن زياد و ياران او سخت به هيجان آورد ؛ هيجانى كه ديگر آرام نشد تا هنگامى كه همان مردم تحت لواى مختار گرد آمدند و به خاطر خونخواهى حسين عليه السّلام به اشعار « يا لثارات الحسين » دست به شورشى مقدس و انسانى زدند ، شورشى كه موج سهمگين و مرگبار آن فرزند زياد و همه شركت كنندگان در جنايت كربلا را فرا گرفت و آنها را به دردناكترين وجه به دست انتقام سپرد . راستى ، اگر آن خطابهء آتشين و كوبنده نبود ، آيا حكومت زادهء زياد نمىتوانست كوفه را همچنان در حالت بىخبرى و خواب نگهدارد و اين فاجعهء عظيم را بسيار كوچك و ناچيز جلوه دهد ؟ ! اگر آن سخنان سوزناك نبود كه حقايق را بىپرده بيان داشت و وضع رسوا و شرمگين مردم كوفه را آشكارا براى آنها روشن ساخت ، بازهم مىتوان گفت كه كوفه بيدار مىگشت و درصدد بر مىآمد تا براى جبران ننگ گذشتهء خويش آن گونه از كشندگان حسين عليه السّلام و ياران پاك وى انتقام بگيرد ؟ ! آرى ، انقلاب خونين و سهمگينى كه كوفه به راهبرى مختار و سليمان بن صرد عليه دستگاه بيدادگر زاده به وجود آورد ، چيزى جز يك ثمرهء شيرين براى خطابهء آتشين و گرم زينب نبوده است . اينجاست كه ما به ارزش حياتى خطبه از نظر نهضت پى مىبريم و نقش عظيم آن را در بيدارى افكار و توجه دادن آن به خاندان پيغمبر و ايجاد خشم و غضب در دلهاى مردم نسبت به خاندان آل اميه به خوبى درك مىنماييم و مىدانيم كه اگر آن خطبهء شورانگيز نبود ، هيچگاه قيام ضد استبدادى مختار در كوفه به ثمر نمىرسيد .