شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
204
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
عظيم انجام داديد ؛ گناهى كه زمين را پر كرده و آسمان را فرا گرفته است . آيا تعجب مىكنيد اگر آسمان خون ببارد ؟ ! هرآينه عذاب خداوند در آخرت ذلت آور و سختتر است در حالى كه آن روز شما يارى نمىشويد و حمايت نخواهيد شد . اكنون كه خداوند به شما مهلت داده خوشدل نباشيد ، چه آن كه خدا در مجازات عجله نمىكند و بيم ندارد كه وقت مكافات سپرى گردد و سرعت در مكافات او را تحريك نمىنمايد ، و بدانيد كه پروردگار شما در كمينگاه است . » دختر امير المؤمنين عليهما السّلام اين خطابهء گرم و آتشين را ايراد كرد در حالى كه مصائب كربلا سخت او را رنج مىداد و اكنون هم در حال اسارت است ! با اين حال چنان كوبنده و مسلط سخن گفت كه بشير بن حزيم اسدى مىگويد : « و لم أر خفرة و اللّه انطق منها كانها تفرغ من لسان امير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام ؛ به خدا قسم ! من زنى را در نهايت عفّت و حيا نديدم كه بهتر از زينب سخن بگويد ! آن گونه خطابهاى خواند كه گويا اين كلمات از زبان على بن ابى طالب شنيده مىشود ! زينب در اين گفتار مردم خفتهء كوفه را بيدار كرد ؛ مردمى كه با افسونگريهاى حكومت گويا در خواب مرگبارى فرو رفته و نمىدانستند چه جنايت بزرگى را فرزند معاويه با دست آنان انجام داد ؛ جنايتى كه ( بنا به گفتهء زينب ) ننگ و عار آن محو شدنى نيست و داغ رسوايى آن پاك نخواهد گشت . بازتاب اين خطبه در بين آن مردم چنان شديد بود كه نوشتهاند : « فو اللّه رأيت الناس يومئذ حيارى يبكون و وضعوا ايديهم فى افواههم « 1 » . . . ؛ به خدا قسم ! در آن روز مردم كوفه را ديدم كه بهت زده اشك مىريزند و از شدت غم دستها را بر دهان گرفته و انگشت خود را مىگزند » . سخنان زينب مانند صيحهاى بود آسمانى كه محيط كوفه را يكباره فرا گرفت و در آن اثر عميق و جانسوزى گذاشت . دختر امير المؤمنين عليه السّلام فاجعهء دردناك كربلا را كه با دست همان مردم بىفضيلت انجام يافته بود بىپرده و سوزناك بيان نمود و آنها را بر انجام آن سخت نكوهش و توبيخ كرد .
--> ( 1 ) - همان ، ص 65 .