شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
203
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
را محكم بافتيد ، اما با اين گناه عظيم دوباره آن را گشوديد . در شما نيست جز چاپلوسى و شر و فساد و نخوت و عجب و بغض و تملق از كنيززادگان و با دشمنان غمازى كردن . شما مانند گياهى هستيد كه بر مزبلهاى برويد . نه قابل اكل است و نه موجب نفع و يا مانند نقرهاى هستيد كه در دل خاك دفن گرديده . نفسهاى شما چه بد براى شما در سراى ديگر ذخيره كرده است . شما مستوجب غضب خداييد و در دوزخ جاى داريد . « أ تبكون و تنحتون ؟ ! اى و اللّه فابكوا كثيرا و اضحكوا قليلا فلقد ذهبتم بعارها و شنارها و لن ترحضوها به غسل بعدها ابدا و انى ترحضون قتل سليل خاتم النبوة و معدن الرسالة و سيد شباب اهل الجنة و ملاذ ذخيرتكم و مفزع نازلتكم و نازلتكم و منار حجتكم و مدرة سنتكم ألا ساء ما تزرون و بعدا لكم و سحقا فلقد خاب السعى و تبت الايدى و خسرت الصفقة و بؤتم بغضب من اللّه و ضربت عليكم الذلة و المسكنه ؛ پس از آن كه ما را كشتيد ، اكنون بر ما مىگرييد ؟ آرى به خدا سوگند كه بايد بسيار بگرييد و كم بخنديد . هرآينه ننگ و عار اين جنايت دامن شما را گرفته و با هيچ آبى نمىتوانيد اين لكه را بشوييد . چگونه شسته مىشود قتل پسر پيغمبر و سيد جوانان اهل بهشت ؟ شما كشتيد كسى را كه پناهگاه نيكانتان و دادرس در هنگام بلا و مصيبتتان بوده است . كسى كه نشانهء حجتهاى شما و جايگاه سنت شما بود . اى اهل كوفه ! گناه زشتى را مرتكب شديد و هلاك و عذاب بر شما باد ! كوششهاى شما بىنتيجه و دستهاى شما بريده باد ! در اين كار سخت زيان كرديد و غضب خداى را بر خود نازل نموديد ، و داغ ذلّت و مسكنت بر شما نقش بست » . « ويلكم يا اهل الكوفة أ تدرون اى كبد لرسول اللّه فريتم ؟ ! و اى كريمة له ابرزتم ؟ ! و اى دم له سفكتم ؟ ! و اى حرمة انتهكتم ؟ ! و لقد جئتم بها صلعاء عنقاء سوداء فقماء كطلاع الارض او ملاء السماء أ فعجبتم ان قطرت السماء دما و لعذاب الآخرة اخرى و انتم لا تنصرون فلا يستخفنكم المهل فانه لا يخفره البدار و لا يخاف فوت الثار و إن ربكم لبالمرصاد « 1 » ؛ واى بر شما اى مردم كوفه ! آيا مىدانيد كدام پارهء جگر از مصطفى را شكافتيد ؟ ! و كدام پردهنشينان عصمت را از پرده بيرون افكنديد ؟ ! آيا مىدانيد چه خونى از پيغمبر بر زمين ريختيد ؟ ! و چه حرمتى را از او هتك نموديد ؟ ! شما گناهى قبيح و داهيهاى
--> ( 1 ) - لهوف ، ص 64 .