شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
201
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
مردم براى تماشاى آنان جمع شدند . يكى از زنان كوفه گفت : شما از چه خاندانى هستيد ؟ گفتند ما اسراى آل محمديم » . مورّخ ديگر مرحوم سپهر ، مىنويسد : « هنگامى كه سهل وارد كوفه شد و وضع آن شهر را غير عادى ديد ، از پير مردى پرسيد ؛ چيز تازهاى است ؟ او در پاسخ گفت : اين مردم بعضى به نصرت لشكر يزيد شادند و جمعى به شكست سپاه حسين سوگوار . « 1 » آنچه از اين دو جملهء تاريخى استنباط مىشود اين است كه ، هر چند جمعى از مردم كوفه آن كاروان فضيلت را مىشناختند و بر آنها سوگوار بودند ، اما برخى هم اصولا آنها را نمىشناختند و براى شكست آنان شادى مىكردند ! با اين حساب ، زينب مىخواهد با مردمى سخن گويد كه جمعى از آنان به او نظر منفى دارند و با حقارت مىنگرند . شرط سوّم - گوينده بايد در محيطى آرام و بىسر و صدا سخن بگويد ، ولى زينب خطابهء خويش را در محيطى ايراد كرد كه در آن از سكوت و آرامش خبرى نبود . شرط چهارم - خطيب هنگامى مىتواند گفتار خويش را كامل و مسلط ايراد كند كه مرعوب نباشد و فشارى را بر خود احساس نكند ، زيرا رعب و ترس خود عاملى است كه اجازه نمىدهد ، گوينده بر گفتار خويش مسلط باشد و مطالب خود را درست ايراد كند . اما دختر امير المؤمنين عليه السّلام در شرايطى سخن مىگويد كه اولا در حال اسارت است و ثانيا ده هزار مرد مسلح ، سخت بر مردم و شهر نظارت دارند . به اين ترتيب ، آن بانوى بزرگ سايهء شوم و سهمگين قدرت پسر زياد را به خوبى بر سر خود احساس مىكرد . شرط پنجم - يك سخنران بايد در برابر مناظر ناراحتكننده قرار نگيرد ، زيرا اين خود موجب پريشانى فكر است . ولى زينب در شرايطى سخن مىراند كه مناظرى دلخراش در برابرش قرار داشت . كدام عامل اضطراب و پريشانى فكر از اين نيرومندتر كه دختر على عليه السّلام برادرزادگان و زنان و خواهران امام را در شرايط ناراحت كنندهاى در ميان محملها ديدار كند ؟ ! به اين ترتيب ، هيچ يك از شرايط خطابه براى زينب آماده نبود ؛ اما با اين حال آن بانوى قهرمان تصميم گرفت از اين فرصت بزرگ استفاده كند و حادثهء دردناك عاشورا را كه سند
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 3 ، ص 36 .