شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

198

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

فصل چهاردهم دختر على عليه السّلام خطابه‌اى آتشين ايراد مىكند جنود شيطان و دست ياران ناپاك يزيد پس از آن كه از كشتار و غارت فارغ گشتند و دست خود را با خون شريف‌ترين انسانهاى عصر خويش آغشته ساختند ، دودمان وحى را اسير كردند و در يازدهم محرم آن را به سوى كوفه حركت دادند ؛ كوفه‌اى كه چندى قبل با نامه‌هاى فراوان از حسين عليه السّلام دعوت كرده بود تا به آنجا برود و با يارى و حمايت مردم رهبرى امت را در دست گيرد . اكنون همان مردم پس از شهادت حضرتش خاندان او را در حالت اسارت در خود مىپذيرد ! ما پيش از آن كه دربارهء اولين قدم تبليغى مؤثر و عميق اهل بيت در كوفه بحث كنيم ، بايد موقعيت خاصّ آن شهر را از نظر دودمان وحى و حكومت فرزند زياد شرح دهيم . كوفه كه به منزلهء قلب عراق بود در مدت پنج سال پايتخت حكومت امير المؤمنين عليه السّلام و همواره مركز شيعيان آن حضرت و پايگاه دوستان آن بزرگوار بود . زينب كبرى و فرزندان على عليه السّلام در گذشته با احترام در آنجا به سر مىبردند . اكنون زينب مىخواهد وارد آن شهر شود ، در حالى كه اسير است و در ميان محملى بىروپوش جاى دارد و فرزندان برادرش در حال اسارت در برابر چشم او قرار دارند . كوفه‌اى كه ديروز زينب كبرى را با احترام در خود جاى داده بود ، اكنون آن قهرمان ايمان و فضيلت را در اين حال مىپذيرد ! موقعيت خاصّ آن شهر از نظر خاندان على و شيعيان آن حضرت بر حكومت زادهء زياد هم پوشيده نيست . او با آن كه كاملا بر اوضاع مسلط بود و با نيرنگهاى شيطانى و جنايتهاى غير انسانى خود توانسته بود دلها را در برابر قدرت كاذب خود خاضع و آنها را در برابر