شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
14
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
همه درهمها يعنى معاويه حتى يك جمله اعتراض نكرد و او را مورد مؤاخذه قرار نداد ؟ ! اينجاست كه آدمى در برابر يك تضاد روشن و آشكار قرار مىگيرد و از خود مىپرسد : آيا راستى اين همان عمر است كه در مورد ديگران دستبرد به اموال عمومى را - هر چند به قدر يك درهم - تحمل نمىكند و شدّت عمل نشان مىدهد ؟ ولى در زمينهء معاويه اين گونه با گذشت و مسامحه برخورد مىنمايد ؟ ! معاويه همكار صميمى عمر يكى از ضربههاى سخت كه در عصر عمر به پيكر اسلام وارد آمد ، همكارى وى با معاويه و گشودن دست آن جرثومهء كثيف در حكومت اسلامى بوده است . باز شدن دست معاويه در حكومت ، فصل ننگين و نكبت بارى را در تاريخ اسلام گشود كه همهء جنايتها ، آدمكشيها ، محروميتها و ناپاكيها و تجاوزهاى بعدى را بايد از همين فصل جستجو نمود . دستاندازيها و تجاوزهاى پىدرپى وى به موجوديت اسلام و قرآن از يك طرف و بيدادگريهاى بىشمار و بىحسابى كه او در تاريخ حكومت شيطانى خود نسبت به همه چيز و همه كس انجام داد از سوى ديگر و بالاخره حكومت جباران بنى اميه و بنى العباس و رسوائيهاى بىحد و حصر آنان و خلاصه آنچه اسلام و مسلمانان و انسانيت و فضيلت از آن حكومتها ديدار كردند ، همه و همه معادل شركت دادن معاويه در حكومت اسلامى بوده است . آيا به راستى عمر معاويه را نمىشناخت و عواقب شوم همكارى با فرزند ابو سفيان بر وى پنهان بود ؟ ! اين پاسخى است كه تنها فريبكاران اجتماع بايد آن را بگويند و ابلهان جامعه آن را باور كنند . شگفت از كسانى است كه به معاويه و بيدادگرى و انحرافهاى حكومت وى سخت مىتازند و حكومت او را از كثيفترين و نكبتبارترين حكومتهاى تاريخ بشريّت بر مىشمرند ، ولى حتى يك لحظه گويا در اين باره نمىانديشند كه چه كسى دست چنين فرد پليدى را در حكومت اسلامى بازنمود و استاندارى يك ناحيهء غنى و ثروتمند و در عين حال دور از مركز حكومت و از ديدگاه و نظارت مردم اصيل مسلمان را با خاطرى آسوده به وى واگذار نمود ! شوراى خلافتى يا مولودى ناميمون عمر نه تنها معاويه را به استاندارى شام مىپذيرد ، بلكه تحت عنوان خيرانديشى و