شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
186
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
انداختيد و آن را تحريف نموديد ! شما از گروه گناهكاران و پيروان شيطانيد ، شماييد كه سنت پيغمبر و مقررات آسمانى آن حضرت را محو ساختيد ، آيا از ستمگران و بنى اميه حمايت مىكنيد ولى ما را رها نموده و مخذول مىسازيد ؟ ! « اجل و اللّه غدر فيكم قديم و شجت اليه اصولكم و تأزرت عليه فروعكم فكنتم اخبث ثمر شجى للناظر و اكلة للغاصب ؛ آرى ، به خدا قسم ! نيرنگ و فريب در شما بسيار با سابقه است و اين صفت زشت اصول و فروع شما را فرا گرفته . شما خبيثترين ثمرى هستيد كه چشم بيننده و ناظر را تعب مىدهيد و گلوى خورنده را به رنج مىآوريد . « الا و ان الدعى ابن الدعى قد ركزنى بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة يأبى اللّه ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت و انوف حمية و نفوس ابية من ان تؤثر طاعة اللئام على مصارع الكرام الا و انى زاحف بهذه الاسرة مع قلة العدد و خذلان الناصر « 1 » ؛ آگاه باشيد ! كه اين بىپدر و ناپاك فرزند بىپدر ( يعنى زادهء زياد ) مرا بين دو كار مخيّر گردانيد : يا شمشير را برگزينم و كشته گردم ، يا آن كه تن زير بار ذلت بدهم . اما من اهل ذلّت و خوارى نيستم و اينها از خاندان پيغمبر به دور است . نه خدا راضى است كه ما ذليل گرديم ، و نه پيغمبر خدا رضايت مىدهد و نه مؤمنان بدين ننگ راضى مىگردند و هم دامنهاى پاك مادرانى كه ما را تربيت كردند و همچنين اين مردان آزادهاى كه با من هستند ، راضى نمىشوند كه تن به خوارى بدهند و اجازت نمىدهند كه اطاعت از مردم پست و فرومايه را بپذيرند . اكنون آگاه باشيد كه من با اين ياران و جمعيت اندك با شما جنگ خواهم كرد . در اين خطبهء شورانگيز ، حسين عليه السّلام بسيارى از حقايق را بىپرده بيان كرد ؛ خطبهاى كه در شرايطى تلخ و دردناك ايراد گرديد در حالى كه تشنگى به شدّت حلقوم مقدس امام عليه السّلام را رنج مىداد و مرگ ياران و عزيزانش روح لطيف و آسمانى او را به سختى تحت فشار قرار داده بود . مردى كه خود در آستانهء شهادت است و تا چند ساعت ديگر خون پاك و شريفش صحنهء كربلا را رنگين مىسازد . مردى كه اكنون در برابرش هزاران تن دشمنانى خونخوار و سفّاكانى بىشرم با نگاههاى اهريمنى خود كه از آنها آتش خشم و غضب مىباريد ، صف كشيدهاند ، و تشنهء خون وى هستند . با اين حال ، آن افتخار آزادى و شرف ، آن گونه با شهامت
--> ( 1 ) - لهوف ، ص 42 .