شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
184
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
فصل دوازدهم عاشورا يا روز سرنوشت براى اسلام و آزادى مردم سست پيمان و عهدشكن كوفه كه حسين عليه السّلام را براى پذيرش امامت و رهبرى خويش دعوت كرده بودند ، اكنون با شمشيرها و نيزهها از آن حضرت استقبال كردند ؛ آن هم در بيابانى كه با كوفه فرسنگها فاصله داشت . اين ميزبانان بىحميّت و مكّار در كربلا گرد آمدند تا ميهمان عزيز خود را بين دو كار مخيّر سازند ، يا در برابر يزيد تسليم شود و يا او را به قتل برسانند . اما حسين عليه السّلام كه از ابتدا تصميم مقدس خويش را گرفته و شهادت را بر ذلت و ننگ بيعت با يزيد ترجيح داده بود ، با صراحت مىفرمود : « لا و اللّه لا اعطيهم بيدى عطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد « 1 » ؛ نه به خدا قسم ، من دست ذلت به اين ناپاكان نخواهم داد و مانند بندگان در برابر آنها تسليم نمىگردم . » با اين حساب ، تباهكاران بدنهاد و حاميان زادهء معاويه تنها يك راه در پيش دارند و آن هم كشتن فرزند رسالت و اسارت خاندان وى و نبوت است . يزيد مىخواهد اكنون كه حسين عليه السّلام در برابر وى سر سختى نشان مىدهد از او انتقام بگيرد و آتش خشم و كينهء خويش را از اين راه خاموش سازد ، غافل از آن كه اگر حسين عليه السّلام كشته شود ، قطرات خون پاكش چنان طوفانى خشمگين در افكار جامعه و امت عليه دودمان ننگين آل اميه به وجود آورد و آن گونه اساس بيدادگرى و ستم را به رسوايى و فضيحت كشاند كه گذشت زمان نتوانست آن را كهنه كند و از خاطرهها محو سازد .
--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 419 .