شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
180
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
لانه حقت عليه كلمة العذاب « 1 » ؛ من به اين نامه پاسخ نمىدهم ، زيرا او مستحق عذاب و آتش است » . بردگان حكومت يا آبستنهاى جاه و مقام فرزند زياد پس از آن كه فرستادهاش از كربلا برگشت و واكنش شديد حسين عليه السّلام را در برابر نامهء خويش دانست و از اين كه بتواند با آن حضرت سازش كند و از او بيعت بگيرد ، مأيوس گرديد ؛ در صدد بر آمد تا آن امام را به شهادت برساند . از اين نظر ، همهء امكانات و نيروى شيطانى خويش را به كار گماشت تا كوفه را عليه آن حضرت بسيج كند و بالاخره هم توانست از ناپاكان اجتماع ، آبستنهاى جاه و مقام ، بندگان زر و سيم هزاران نفر را براى جنگ عليه فرزند پيغمبر به سوى كربلا گسيل دارد . طبيعى است ارتشى كه به حمايت از حكومت ستم و يزيد و نبرد عليه عنصر فضيلت و پيكرهء عدل و آزادى برخيزد تا آنجا ناپاكى و قساوت نشان خواهد داد كه در تاريخ انسانيت بىنظير و يا حد اقل بسيار كم نظير خواهد بود . اكنون ، ديگر ، كفر و بيدادگرى ، ستم و استبداد ، الحاد و شرك در برابر خداپرستى ، عدالت ، انسانيت ، شرف و فضيلت صفآرايى كرده و ديگر صفوف ، كاملا از هم جدا گرديده است . در يك سو خداست ، بهشت است ، فضيلت است ، پايدارى و آزاد مردى است ، مردانگى و افتخار است ، زندگى و حيات ابدى است ؛ و در سوى ديگر جهنم است ، نفرت و لعن هميشگى است ، بردگى و رقيت است ، ننگ است و عار . قطعا تعجب مىكنيد اگر كسى صف دوم را اختيار كند و راه نكبت و ننگ را بر گزيند و از فضيلت و شرف چشم بپوشد ! اما جاى شگفتى نيست ، زيرا علاقه به جاه و مقام و ثروت و مال چنان جمعى از خدا بىخبران را كر و كور ساخته بود كه براى رسيدن به آنها حاضر بودند دست به خون فرزندان پيغمبر و عنصرهاى فضيلت آغشته سازند ! انساننماهايى مانند عمر سعد كه براى دست يافتن به حكومت رى ، آمادهاند تا كثيفترين و رسواترين جنايتها را نسبت به اصيلترين دودمان بشريت انجام دهند . اينجاست كه بايد گفت : اى جاه ، اى مقام ، اى ثروت ، اى مال ، رويتان سياه باد ! چه خونهايى كه در راه شما ريخته شد و
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 178 .