شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
176
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
مىخواهند در حمايت از وى شمشير بكشند و عنصر فضيلت را بكشتند بيشتر آشنا شوند . اما با تأسف ، زمينهء فكر و دل آنان چنان وارونه شده بود كه ديگر شنيدن اين حقايق كوچكترين اثرى در آنها به جاى نمىگذاشت . زندگى با ستمگران چيزى جز ننگ نيست هنگامى كه بالاخره حسين عليه السّلام در برابر سماجت و پا فشارى حر قرار گرفت و قيافهء اهريمنى جنگ را آشكارا ديدار كرد ، در مقابل ياران آزاده و شجاع خويش ايستاد و خطبهاى سوزان و آتشين ايراد فرمود كه تا اعماق جان هر انسان زنده و بيدار اثر مىگذارد . در آنجا فرمود : « . . . انه قد نزل بنا من الامر ما قد ترون و ان الدنيا قد تغيرت و تنكرت و ادبر معروفها و لم يبق منها إلّا صبابة كصبابة لاناء و خسيس عيش كالمرعى الوبيل الا ترون الى الحق لا يعمل به و الى الباطل لا يتناهى عنه ليرغب المؤمن فى لقاء ربه حقا حقا فانى لا ارى الموت الا سعادة و الحيوة مع الظالمين إلّا برما « 1 » ؛ اى ياران من ، مىبينيد كه چگونه بلا و شدت بر ما وارد گرديد . همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت كريه و زشت آن مشاهده گرديد و از نيكويى و معروف چيزى به جاى نماند ، مگر بسيار ناچيز و فريبنده و زيستن در اين روزگار سخت ناگوار است آيا نمىنگريد كه كسى به سوى حق نرود و از باطل روى نگرداند ؟ در اين روزگار ناچار يك مرد خدا بايد طالب مرگ باشد و بدون ترديد لقاى پروردگار خود را آرزو كند و من در اين شرايط مرگ را جز سعادت ، و زندگى با ستمگران و ناپاكان را جز ذلت و ننگ نمىبينم » . در اين خطبهء سوزناك و آتشين ، فرزند امير المؤمنين شرايط دردناك اجتماع را آشكارا بيان كرده و صريحا اعلام مىكند كه منكر و گناه شايع گرديده و از حق و معروف چيزى جز اندك به جاى نمانده است . اجتماع به سوى باطل در حركت است و از حق روى گردان ، ولى در اين شرايط دردناك - شرايطى كه از كسى كارى ساخته نيست و يك انسان بيدار بايد بنشيند و همچنان تماشاگر اوضاع باشد - مرگ از نظر فرزند پيغمبر جز سعادت و زندگى جز نكبت ، ذلت و ننگ نيست . در اين موضع دردناك كه همه چيز از مسير اصلى خود منحرف
--> ( 1 ) - لهوف ، ص 34 .