شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
160
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
خود را در برابر قدرت منطق و بيان رساى مسلم عاجز و بيچاره يافت نسبتهاى ناروايى به آن بزرگوار داد كه شايستهء وى و امير ناپاك او بوده است . به آن حضرت گفت : « اى فاسق ، تو در مدينه شرب خمر مىنمودى ! » آقا فرمود : أنا أشرب الخمر ؟ ! « اما و اللّه إنّ اللّه ليعلم انك تعلم انك غير صادق و انك قد قلت به غير علم و انى لست كما ذكرت و انك أحق بشرب الخمر منى و أولى بها و من بلغ فى دماء المسلمين و لغا فيقتل النفس التى حرم اللّه قتلها و يسفك الدم الذي حرم اللّه على الغضب و العداوة و سوء الظن و هو يلهو و يلعب كان لم يصنع شيئا « 1 » ؛ آيا به من نسبت شرب خمر مىدهى ؟ به پروردگار سوگند ، خدا مىداند كه تو دانسته دروغ مىگويى و تو خود مىدانى كه چنان نيستم و تو به شرب خمر سزاوارترى و آن كسى كه در ريختن خون مسلمانان حريص است و مىكشد كسانى را كه خداوند از كشتن آنها نهى كرده و مىريزد خونهايى را كه خداوند از ريختن آنها قدغن فرموده ، اى پسر زياد تو از راه ستم و دشمنى و عناد و سوء ظن مسلمانان را مىكشى و سپس آن چنان به عيش و عشرت سرگرم مىشوى كه گويا اصلا گناهى را انجام ندادهاى ! » مسلم بن عقيل تا اينجا رسالت مقدسى را كه حسين عليه السّلام بر عهدهء وى نهاده بود با يك جهان افتخار و سرافرازى انجام داد و به خوبى نشان داد كه به راستى شايستگى نيابت خاص از جانب حسين عليه السّلام را دارا بود . شجاعت و شهامت بىحدّ مسلم ، فرزند زياد را چنان خشمگين و غضبناك ساخت كه با نهايت بىشرمى به على عليه السّلام و فرزندان عزيزش حسن و حسين ناسزا گفت و فحّاشى نمود . مسلم بن عقيل فرمود : « أنت و أبوك أحق بالشتيمه فاقض ما انت قاض يا عدو اللّه ؛ تو و پدرت به ناسزا و شتم سزاوارتريد . اكنون هر چه مىخواهى بكن اى دشمن خداوند » . در اينجا ديگر مأموريت خطير نيابت از امام عليه السّلام كه بر عهدهء مسلم نهاده شده بود با موفقيت و افتخار پايان يافت و آن بزرگوار در اين مأموريت خدايى خود نشان داد كه به راستى شايستگى داشت كه نيابت از حجت خدا و امام عصر خود حسين بن على عليه السّلام را بپذيرد و اين مسئوليت بزرگ را بر عهده بگيرد . رسالت مسلم بن عقيل عليه السّلام پايان يافت ، ولى
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 101 .