شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

153

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

زمامدارى كه اسلام مىپسندد . حسين بن على عليه السّلام هنگامى كه خواست مسلم بن عقيل را به سوى كوفه رهسپار سازد ، نامه‌اى به مردم آن سامان نوشت و آن را به نماينده و نايب خاصّ خويش داد تا بر آن مردم قرائت كند . متن نامه اين است : « أما بعد فقد فهمت كل الذي اقتصصتم و قد بعثت اليكم باخى و ابن عمى و ثقتى من اهل بيتى مسلم بن عقيل و أمرته ان يكتب الى بحالكم و امركم و رأيكم فان كتب الى انه قد اجتمع رأى ملئكم و ذوى الحجى منكم على مثل ما قدمت به رسلكم اقدم اليكم وشيكا إن شاء اللّه فلعمرى ما الامام الا العامل بالكتاب و القائم بالقسط و الدائن بدين الحق و السلام « 1 » ؛ نامه‌هاى شما به من رسيد و من بر آنچه نوشتيد اطلاع يافتم . اكنون برادرم و پسر عمويم و فردى از اهل بيت من كه مورد اعتماد است - مسلم بن عقيل - را به سويتان فرستادم و به او گفتم كه تصميم و رأى شما را براى من بنويسيد . پس اگر وى نوشت كه رأى بزرگان و صاحبان عقل و درايت شما همچنان مانند گذشته است و همان گونه است كه در نامه‌هاى خود به من نگاشتيد ، به زودى به سوى شما خواهم آمد . ( مردم كوفه ) به جان خودم سوگند كه شايستگى رهبرى و امامت ندارد مگر فردى كه بر طبق كتاب خدا رفتار كند و عدل و داد را شيوهء حكومت خود سازد و به دين حق و روش صحيح پايبند باشد » . در اين نامه كه حسين عليه السّلام به مردم كوفه مىنويسد و در واقع به منزلهء استوار نامه‌اى براى مسلم بن عقيل است ، پايان آن را به بحث دربارهء زمامدار امت و رهبر اجتماع اختصاص مىدهد و مىنويسد : « شايستگى مقام امامت را ندارد مگر فردى كه بر طبق كتاب خدا عمل كند و در حكومت ، عدل و داد را پيشه سازد » . حسين عليه السّلام مىخواهد از اين راه افكار اجتماع را به سوى يكى از مهمترين اصول حياتى اسلام يعنى حكومت توجه دهد و آنان را از پذيرش ننگ بيعت با يزيد كه عدم صلاحيت وى براى رهبرى اجتماع بر همگان روشن است ، بر حذر دارد . در اين نامه كه فرزند پيغمبر به مردم كوفه نوشت ، مىتوان از حادثه‌اى كه حسين عليه السّلام كنار

--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 385 .