شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
146
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
سياستى آسمانى و بهتانگيز ! با در نظر گرفتن شواهدى كه تا اينجا بيان گرديد ، به خوبى روشن شد كه حسين عليه السّلام از همان ابتداى كار هدف مشخصى داشت و مىدانست به كجا مىرود و پايان راه چه خواهد بود و خود صريحا در چند مورد به جايگاه شهادت خويش اشاره كرده است . اما با اين حال ، مىبينيم كه آن بزرگوار به سوى عراق ( كه خود فرموده بود در آنجا كشته مىشوم ) نمىرود و راه مكه را در پيش مىگيرد ! در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا آن حضرت به سوى مكه رهسپار گرديد ؟ آيا حسين عليه السّلام براى نهضت خود طرح تازهاى انتخاب كرده و از فكر گذشته انصراف يافته بود ؟ يا آن كه رفتن به مكه به منظور بهرهبردارى از امكانات وسيعى بود كه تنها در آنجا وجود داشت ؟ ! بدون ترديد ، انتخاب مكه توسط حسين عليه السّلام به علت برگشت از تصميم گذشته نبود ، بلكه در تعقيب از همان سياست اول بوده است . ولى دسترسى به آن هدف و تعقيب آن سياست به طور ضرورت ايجاب مىكرد كه آن بزرگوار راه مكه را در پيش گيرد و تا زمانى معيّن در آنجا بماند ، اينك توضيح مطلب . حسين عليه السّلام مىخواست در برابر حكومتى قيام كند كه بر سراسر كشور به طور كامل مسلط بود و تمام منابع قدرت را در اختيار داشت . بهرهبردارى صحيح از نهضتى كه در برابر چنين حكومتى انجام گيرد بدون ترديد مستلزم شرايط بىشمار و امكانات خاصى است كه از همه مهمتر آماده ساختن افكار اجتماع و توجه دادن آنان به هدف اصلى نهضت است . امت بايد بداند كه چرا حسين عليه السّلام قيام مىكند و هدف آن بزرگوار از نهضت چيست ؟ مردم مسلمان بايد آگاه باشند زهرا عليها السّلام چشم بسته تسليم حوادث نشد ، بلكه حساب كرده و با داشتن هدفى مشخص براى پذيرش آن فاجعهء بزرگ و فوق طاقت آماده گرديد . اطلاع امت از هدف مقدس حسين عليه السّلام از يك طرف خود به منزلهء اعلام خطر جدّى است به آنان ، تا وضع فوق العاده و غير عادى اجتماع را بدين وسيله دريابند . چنان وضعى كه فرزند امير المؤمنين عليه السّلام هستى اسلام و موجوديت قرآن را در آن در معرض سقوط مىبيند و براى نجات آن ناچار دست به آن نهضت مقدس و خونين بزند . وضعى كه جز با يك انقلاب سرخ و تند چارهپذير نيست و از سوى ديگر اين كار به حكومت خونخوار يزيد فرصت نمىدهد تا