شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

137

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

شگفت‌انگيز است ! فرزند معاويه تصور كرده تسلط بر حسين چنان آسان است كه ضمن خواستن جواب نامه ، سر آن حضرت را هم از فرماندار مدينه مىطلبد ! غافل از آن كه آن رهبر آزادگان نه تنها از مرگ ترسى ندارد و مىداند كه مخالفت با حكومت يك ديكتاتور بىباك و خونخوار همانند زادهء فرزند هند به قيمت جان عزيزش تمام خواهد گشت ، بلكه به خوبى مىداند كه پايان اين كار ، شهادت بسيارى از ياران و خويشان آزادهء وى هم خواهد بود . اما مىخواهد چنان كشته شود و در شرايطى شهيد گردد كه قطرات خون پاك وى كاخ ستم و حكومت بيدادگران و دشمنان كينه‌توز اسلام يعنى آل اميه را از بيخ و بن بركند و بقاى اسلام و موجوديت آن را براى هميشه تضمين نمايد . حسين عليه السّلام در كنار قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حسين بن على عليه السّلام پس از برخوردهايى كه با وليد و مروان داشت ، در روضهء رسول خدا آمد و شب را در آنجا به سر برد . در آن شب ، ضمن مناجاتهايى كه با خدا داشت از ذات ذو الجلال دربارهء وظيفهء خود نسبت به اين خطر عظيمى كه هستى اسلام و قرآن ، آزادى و عدالت را تهديد مىكند يعنى حكومت فرزند معاويه راهنمايى ، خواست و عرضه داشت : « اللهم هذا قبر نبيك محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و انا ابن بنت نبيك و قد حضرنى من الامر ما قد علمت اللهم انى احب الامر بالمعروف و انكر المنكر و انا أسألك يا ذا الجلال و الاكرام به حق القبر و من فيه الا اخترت لى ما هو لك رضى و لرسولك رضى « 1 » ؛ پروردگارا اين قبر پيغمبر توست و من فرزند دختر پيامبر تو هستم ، و براى من اين حادثه پيش آمد كه تو خود مىدانى . پروردگارا تو مىدانى من امر به معروف را دوست دارم و از منكر بيزارى مىجويم . و من از تو مسألت دارم و تو را به حقّ اين قبر و كسى كه در آن جاى گرفته سوگند مىدهم كه راهى به من بنمايى كه در آن رضاى تو و رضاى پيامبر توست . » در اينجا زادهء امير المؤمنين عليه السّلام با آن كه از خدا راهنمايى مىخواهد ، اما ميل باطنى و خواست قلبى خويش را صريحا ضمن جمله‌اى كوتاه روشن مىكند : « انى احب الامر بالمعروف و انكر المنكر . » من امر به معروف را دوست دارم و از منكر بيزارى مىجويم .

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 328 .