شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

120

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

كه به فنا و سقوط هميشگى آنها مىپيوست بيدار نكرد ؟ در پاسخ مىگوييم : نخست - با در نظر گرفتن شرايط و امكانات زندگى آن روز ، امكان دسترسى حسين بن على عليه السّلام به مردم مسلمان وجود نداشت . حسين عليه السّلام چگونه مىتوانست در ان عصر و با آن شرايط حقايق گفتنى را به گوش مردم برساند ؟ آن حضرت حد اكثر مىتوانست با مردم مدينه سخن بگويد ؛ هر چند با تسلطى كه بنى اميه در آن روز بر سراسر كشور داشتند ، چنين امكاناتى حتى در آنجا هم براى او وجود نداشت . دوم - مگر فساد و انحرافهاى ريشه‌دار را كه طى دهها سال با پشت‌هم‌اندازى و حيله‌گريهاى حكومتها به طور عميق در اجتماع رسوخ يافته بود ، مىتوان تنها با سخن از ميان برداشت و آثار آن را يكباره محو ساخت ؟ آيا ممكن است يك فساد اساسى و همگانى را كه از دستگاه رهبرى و قدرت گرفته تا داخل محرابها و منبرها بر همه جا حكومت مىكند ، فقط با حرف زدن و صحبت كردن ريشه‌كن ساخت ؟ ! حسين بن على عليه السّلام به خوبى درك كرد كه فريادها و نعره‌هايى كه از لابه‌لاى سخن و گفتار در آن شرايط به گوش مردم برسد ، كمترين اثر را در بيدارى آن خفتگان تيره بخت نخواهد داشت . زادهء پيغمبر ديد تنها وسيله براى بيدار نمودن آن اجتماع يك انقلاب و قيام خونين است ؛ انقلابى كه سيلاب خون به وجود آورد تا خفتگان افسون شده را از جاى بر كند و كاخ بيدادگران را به لرزه اندازد . آرى حسين عليه السّلام براى حفظ اسلام و قرآن و عدالت و انسانيت چاره‌اى نداشت جز آن كه در برابر آن فرعون خونخوار تسليم نشود و مخالفت خويش را با وى آشكار سازد ؛ هر چند اين عمل به قيمت كشته شدن وى و ياران عزيز او و اسارت خاندان پاكش تمام گردد . حسين بن على عليه السّلام از گفتار و سخن صرف نظر نكرد ، اما ديد اين كار در ابتدا مؤثر نيست ، زيرا قدرت در دست رقيب است و او با استفاده از زورمندى خويش مىتواند اثر سخن را خنثى كند و آن را بىخاصيت سازد . حسين عليه السّلام با امت اسلامى سخن گفت و حقايق گفتنى را بيان كرد ، اما نه شخصا و در اول كار . او ديد در ابتدا بايد آن قيام سرخ و نهضت خويش را به وجود آورد تا افكار آن مرده دلان را بيدار كند و آنها را براى پذيرش حقايق آماده سازد . آنگاه به وسيلهء زبانهاى گوياى خود كه