شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

108

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

را از جانب محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تنها براى به دست آوردن حكومت و قبضه كردن قدرت مىداند . يزيد در اين گفتار علنا از مشركان و كفّار قريش كه در جنگ بدر شركت داشتند ، حمايت مىكند و بر مصائب آنان تأسف مىخورد . اين فرزندزادهء هند از حادثهء كربلا و شهادت فرزند رسول خدا سخت مسرور بود و آن را به حساب انتقامى از كشته‌شدگان بنى اميه و مشركان در جنگ بدر مىگذاشت . نوهء ابو سفيان در اين اشعار آرزو مىكند كه اى كاش پدران و دشمنان پيغمبر مىبودند و حادثهء خونين طف را مىديدند و آنگاه از خوش‌حالى و سرور نعره مىكشيدند و به او مىگفتند اى يزيد دست تو شل مباد ! آرى اين است حامى دين و پناهگاه اسلام ، كسى كه مسئوليت مستقيم حفظ قرآن و آيين و مصالح ملت اسلامى را بر عهده گرفته است ! بخش دوم ؛ بررسى زندگى سياسى يزيد اكنون كه از بخش اول فارغ شديم و چهرهء ننگ‌آلود يزيد را از نظر زندگى شخصى و عقايد قلبى و معتقدات او را از جنبهء اسلامى شناختيم ، به بحث در بخش دوم اين فصل مىپردازيم . در اين بخش زندگى سياسى يزيد و آنچه را او در دوران حكومت خويش انجام داد به طور فشرده مورد بررسى قرار مىدهيم . با در نظر گرفتن مسائلى كه در بخش نخستين اين فصل طرح كرديم ، به خوبى مىتوان حوادث تلخ دوران حكومت فرزند معاويه را پيش‌بينى كرد . مردى كه در زندگى خصوصى خود فكرى جز مى و نغمه ، ترانه و سگ بازى ، عياشى و شهوترانى و قمار بازى ندارد و نسبت به معتقدات و مقررات اسلامى هم نه تنها در دل احترامى قائل نيست ، بلكه سخت از آنها و آورندهء آنها و خاندان پاكش كينه در دل دارد . چنين فردى پيداست كه در هنگام قدرت و تسلط بر جهان اسلام و اجتماع اسلامى چه جناياتى را به بار خواهد آورد ، زيرا طبيعى است : « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » . با اين حساب ، شگفت‌انگيز نيست اگر نوهء ابو سفيان در دوران كوتاه حكومت خود وحشيانه‌ترين و كثيف‌ترين جنايتها و خيانتها را مرتكب گردد . ابن جوزى حنبلى مىنويسد كه از يكى از علماى بزرگ اهل سنت پرسيدند دربارهء يزيد چه مىگويى ، در پاسخ گفت : « چگونه قضاوت مىكنيد دربارهء مردى كه سه سال حكومت