شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
104
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
و به من خمر بنوشان ، خمرى كه تشنگان آن را اختيار كنند ، خمرى كه از انگورهاى شام به دست آمده باشد . اى عليه ، هنگامى كه ما به گذشته ( دوران جاهليت ) نگاه مىكنيم ، مىبينيم نوشيدن شراب پىدرپى حلال بوده است . اى ام احيم ، « 1 » پس از مرگم شوهر اختيار كن و آرزوى ملاقات مرا ( در قيامت ) در دل مدار زيرا آنچه دربارهء قيامت و روز رستاخيز گفتهاند ، سخنان تاريك و باطلى است كه براى دل ، فراموشى مىآورد ، من بايد به زيارت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بروم ، اما در حالى كه خمر نوشيده باشم ، خمرى كه استخوانهاى مرا سيراب كند ! » « 2 » يزيد در اينجا بىشرمانهترين سخنان كفرآميز را بيان كرده و كثيفترين پندارهاى پليد خود را صريحا آشكار ساخته است . فرزند معاويه در اين اشعار نه تنها سخن از مى و خمر به ميان مىآورد و از آن پيالههاى پىدرپى مىطلبد ، بلكه مىگويد من راز و نياز با خدا را دوست ندارم و به نغمهها و ترنّمهاى معشوقهء خود « عليه » دل بستهام . يزيد در اينجا از ابو سفيان و جنگهاى وى عليه اسلام سخن به ميان مىآورد و از اين كه او جمع زيادى از مسلمانان را در احد به شهادت رساند و زنان مسلمان بر آنها گريه كردند ، احساس لذت مىكند و از سوگلى خود مىخواهد آن داستان را براى وى ترنّم كند ! آنگاه دامنهء اشعار را به قيامت و روز رستاخيز مىكشاند و با صراحت آن را پندارى باطل و اعتقادى تاريك و ظلمانى مىنامد و بالاخره در پايان اين قصيدهء شوم ، زشتترين تعبيرات و اهانتها را بر زبان آورده و مىگويد ، من بايد مست و مخمور و سيراب از خمر به زيارت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بروم ! اين است رهبر جهان اسلام ! و زمامدار حكومت اسلامى كه به جانشينى از پيغمبر اكنون قدرت در دست گرفته است ! بىبندوبارى يزيد سر مشق ديگران تظاهر يزيد به گناه و فجور و بىبندوبارى ، چنان اثر سوء خود را در طبقات اجتماع به جاى گذارد كه در مقدسترين مراكز و شهرهاى اسلامى ، مردم به غنا و موسيقى و نوشيدن شراب تظاهر مىكردند و علنا آلات لهو استعمال مىنمودند . مسعودى مورخ مشهور اسلامى ، دربارهء يزيد مىنويسد : « او مرد عياشى بود و داراى
--> ( 1 ) - ام احيم كنيهء همان عليه بوده است . ( 2 ) - سبط بن جوزى : تذكرة الخواص ، ص 260 .