شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

94

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

خود به سوى مدينه حركت نمود » . « 1 » معاويه با اجراى اين نقشهء شيطانى ، اين چهار تن را در برابر يك عمل انجام شده قرار داد و در برابر آنان خبر ساختگى بيعت آنها با يزيد را به اطلاع مردم رساند ، در شرايطى كه هيچ گونه امكان سخن گفتن و تكذيب براى آنها نبود . پسر ابو سفيان ، پس از آن كه اين نقش را بازى كرد به سوى مدينه رهسپار گرديد . مردم اطراف آن چهار تن را گرفتند و به آنها گفتند : شما اطمينان داده بوديد كه با يزيد بيعت نكنيد ، پس چرا تخلف كرديد ؟ آنها گفتند ما بيعت نكرديم ، و گفته‌هاى معاويه را تكذيب نمودند و شرايط خاصى را كه معاويه در آن مجلس به وجود آورده بود تا امكان مخالفت و تكذيب را از آنان سلب كند براى مردم بازگو كردند . اما به هر حال كار از كار گذشته و مقصود معاويه عملى گرديده بود و ديگر تكذيب نتيجه‌اى نداشت . به اين ترتيب معاويه به آخرين آرزوى خود هم كه مىتوانست به آن دست يابد ، رسيد و سرانجام يزيد را به جانشينى خود منصوب كرد و با تهديد و تطميع و نيرنگ و افترا ، براى وى از مردم بيعت گرفت ، اين بود آخرين برنامه‌اى كه معاويه آرزوى انجام آن را داشت . نتيجهء مباحث با در نظر گرفتن آنچه در اين فصل برشمرديم ، به خوبى مىتوان شرايط دردناك اجتماع اسلامى را تا هنگام مرگ معاويه مجسم ساخت . عوامل ريشه‌دار فساد كه مهمتر و خطرناكتر از همه وجود معاويه در رأس حكومت شامات بود ، نه تنها در زمان حكومت امير المؤمنين و امام مجتبى عليهما السّلام محو و نابود نگرديد ، بلكه كاملا ريشه‌دارتر و تا سر حد تسلط بر سراسر كشور پهناور اسلامى نيرومند شد . اين ريشهء اصلى فساد هنگامى كه يك تنه در محيط اسلامى ميدان دار گرديد ، هدفهاى شيطانى خود را يكى پس از ديگرى با نيرنگهاى خاصى انجام داد . با در نظر گرفتن آنچه در بخش اول اين فصل نقل كرديم به طور وضوح درك مىشود كه هدفهاى پنهانى فرزند ابو سفيان و مقاصد قلبى او ( كه گاهى هم از روى آنها پرده برمىداشت ) چيزى جز محو ساختن حقيقت اسلام و جايگزين كردن يك حكومت نژادى و

--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 354 .