مرضيه محمدزاده
1666
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
ابراهيم سنايى ابراهيم سنايى فرزند خسرو به سال 1349 ه . ش در شهركرد به دنيا آمد ولى در اهواز نشو و نما يافت . تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در اهواز ادامه داد و به استخدام وزارت نيرو درآمد . وى فعاليتهاى شعرى خود را از سال 1365 شمسى شروع نمود . سنايى تاكنون دو كتاب شعر گردآورى نموده است : « عصمت سبز » كه اشعار شاعران درباره حضرت زهرا ( س ) مىباشد و « پاى فوّاره نخل » كه غزل معاصر خوزستان است . از ايشان دو كتاب شعر بنام : « تيغ و زيتون » كه مجموعه اشعارش مىباشد و « فصلى به رنگ آتش » كه مثنوى بلندش درباره سرداران شهيد خوزستان است ، در زير چاپ دارد . وى از قوالب شعرى به غزل ، مثنوى و رباعى بيشتر متمايل است . ابراهيم سنايى كارمند سازمان آب و برق خوزستان است ولى اشتغالات هنرى ديگرى چون مشغول واحد ادبيات حوزه هنرى اهواز ، مسئول شوراى شعر كنگره سرداران شهيد خوزستان و عضو شوراى شعر صدا و سيماى خوزستان را دارد . - * - بوى خطر باز برون آمده ماه از نقاب * بس كن و بيهوده متاب آفتاب زهره زهرا قمر آورده باز * از همه شوريدهتر آورده باز آمده ماهى كه هزار آفتاب * پيش بلنداى حضورش شد آب عرش خدا زيور از او يافتهست * ساقى ما ساغر از او يافتهست آنكه شد افلاك گرفتار او * خواجه لولاك گرفتار او آنكه رخش شعله شد آفاق را * خاكنشين ساخته نه طاق را ديده گشود آن گل نيلوفرى * پيش رخش شمس و قمر مشترى چشم خدا محو تماشاى او * سر و گرفتار بلنداى او ساقى ميخانهى دين آمدهست * عرش نشينى به زمين آمدهست ساغر و پيمانه مهيا كند * يك دل ديوانه مهيا كند تا كه صميمانه به نامش كنيم * از سر اخلاص سلامش كنيم فاطمه را نور دو عين آمده * پاى بكوبيد حسين آمده * بستر او دامن پيغمبر است * فاطمه از هر دو پريشانتر است اشك خدا ريخته بر دامنش * شعله زد آن اشك به پيراهنش دارد از آينده خبر مىدهد * در غم او مرثيه سر مىدهد