مرضيه محمدزاده

1663

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

حبيب اللّه بخشوده حبيب اللّه بخشوده فرزند هادى به سال 1348 ه . ش در شهرستان « ايلام » متولد شد . تحصيلات خود را تا پايه ديپلم در زادگاهش گذراند و دانشنامه كارشناسى خود را از دانشگاه تربيت معلم در حصارك كرج اخذ نمود از سال 1370 شمسى به استخدام آموزش و پرورش درآمد سپس تحصيلات تكميلى خود را تا مقطع كارشناسى ارشد و در همان رشته از دانشگاه شهيد چمران اهواز كسب نمود . بخشوده فعاليت‌هاى خود را به طور جدى از سال 1369 شمسى و با همكارى در مطبوعات و فعاليت در انجمن‌هاى ادبى آغاز نمود . وى در شعر كلاسيك تمايل به سرودن غزل و رباعى دارد هر چند كه در سرودن شعر نو نيز در قالب‌هاى نيمايى و سپيد طبع‌آزمايى نموده است . دفتر شعرى هم به زبان محلى ( كردى ايلامى ) آماده چاپ دارد . بخشوده در استخدام آموزش و پرورش است و هم اكنون علاوه بر تدريس ، عضو شوراى شعر و موسيقى صدا و سيماى استان ايلام نيز مىباشد . - * - مويه‌هاى عاشورايى : گفتم كه سرت ؟ گفت سپرديم به دوست * گفتم كه دلت ؟ گفت دلم همره اوست در خلوت خونين شفق پر زد و گفت * جان دادن و پيمان نشكستن نيكوست * مىرفتى و بوى جوى خون مىآمد * فرياد گلى ز بوى خون مىآمد طفلى به كبودى افق‌هاى شهيد * مىسوخت در اشك و روى خون مىآمد * خورشيد سرش فتاده بر نيزه‌ى سرخ * با زخم دهان گشاده بر نيزه‌ى سرخ زنهار كه پايمال غفلت نشود * مُهرى كه دلش نهاده بر نيزه‌ى سرخ * * * در حريم تو : زير ايوانت اگر روزى كبوتر مىشدم * آن قدر پر مىزدم در خون كه پرپر مىشدم آتشم گل كرد و بالم سوخت با پروانه‌ها * كاش چون پروانه در آتش شناور مىشدم كاش در هنگام توفان سياه نيزه‌ها * سرختر از شرم بغض آلود خنجر مىشدم پرچمى در شانه‌هاى چاك‌چاك نينوا * مرهمى بر زخم خونين برادر مىشدم اى سرانگشت جنون در فصل رقص عاشقان * زخمه‌اى گرمى زدى تا شعله‌ورتر مىشدم سوى تو پر مىزدم با بوى تو پر مىزدم * اى شميم روح انگيزت معطّر مىشدم با برادر گفت زينب كاش بىتو در جهان * مرغ بىپر ، باغ بىبر ، نخل بىسر مىشدم در حريم تو كبوترها به باران مىرسند * گر به كويت راه مىبردم كبوتر مىشدم « 1 »

--> ( 1 ) - ميراث عشق ؛ ص 394 ، 395 .