مرضيه محمدزاده

1655

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

احد چگينى احد چگينى فرزند عزيز اللّه به سال 1348 ه . ش در قزوين ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود به پايان برد ، و در رشته مكانيك از دانشگاه آزاد اسلامى تاكستان در مقطع كارشناسى فارغ التحصيل گرديد . چگينى از دوره دبيرستان فعاليت‌هاى شعرى خود را آغاز نمود . از وى مجموعه غزلياتى با نام « بومىترين چوپان دنيا » آماده چاپ مىباشد . وى در قالب كلاسيك ، غزل را بهتر از انواع شعر مىسرايد . احد چگينى هم اكنون عضو شوراى اسلامى شهر قزوين و معاون فرماندار اين شهر مىباشد . - * - اين سو به روى اسب ، مردى بدون دست * آن سو به روى خاك ، صد كوفه مرد پست بر روى آفتاب خنجر كشيده‌اند * ظلمت نصيبتان ، اى قوم شب‌پرست ! هر روزتان سياه ، اى نهروانيان ! * رفته ز يادتان آن تيغ و ضرب شست ؟ اين تيغ بىنيام ، اين مرد بىزره * آيينه‌ى حسين ، تكرار حيدر است در سرخى غروب ، خورشيد روشنى * در خون نشسته بود از پا نمىنشست آن سو به روى اسب ، صد كوفه پرست * اين سو به روى خاك مردى بدون دست * * * ستون خيمه‌ى مولا ابا الفضل * علمدار سپاه « لا » ، ابا الفضل ! درون هر دلى ، با ذكر نامت * قيامت مىشود بر پا ابا الفضل جوانمردى ، وفا ، غيرت ، شجاعت * گرفته از تو رونق يا ابا الفضل در آن سو ، لشكرى از تيغ و خنجر * در اين سو ، يكّه و تنها ابا الفضل چه‌ها بىتو كشيد ، اى داغ سنگين * حسين عصر عاشورا ، ابا الفضل جگرها از عطش در خيمه مىسوخت * لب خشكيده سقّا - ابا الفضل فرات ! اى تشنه جاويد تاريخ * بگو آخر چه كردى با ابا الفضل ؟ فرات از تشنگى مىسوخت آن روز * ننوشيد از لب آقا ابا الفضل به قربان لبان تشنه‌ى تو * فداى نام سبزت يا ابا الفضل « 1 »

--> ( 1 ) - بال سرخ قنوت ؛ ص 182 و 183 .