مرضيه محمدزاده
1645
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
عبد الرحيم سعيدى راد عبد الرحيم سعيدى راد فرزند محمد على به سال 1346 ه . ش در شهرستان دزفول ديده به جهان گشود . تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در دزفول به پايان برد و در دانشگاه شهيد چمران اهواز در رشته زراعت و اصلاح نبات در مقطع كارشناسى پذيرفته گرديد و ادامه آن را تا سطح كارشناسى ارشد در همان رشته در دانشگاه آزاد اسلامى بيرجند دنبال كرد . سعيدى راد فعاليتهاى شعرى خود را به طور جدى از سال 69 و با مطبوعات كشور آغاز نمود . از ايشان تاكنون كتابهاى زير به چاپ رسيده است : « بعد از باران » كه گردآورى اشعار مرحوم آرش بارانپور است . « گزيده ادبيات معاصر شماره 77 » ، « زخمهاى خورشيد » كه در آن خاطرات جنگ را جمعآورى نموده است . « فانوسهاى سنگى » كه گردآورى اشعارى در مورد فلسطين مىباشد . « بر بلنداى عشق » كه گردآورى مجموعه خاطرات شهيد بلنديان است . از سعيدى راد دو كتاب : « سيره زندگى مرحوم علامه جعفرى » ، « شقايقهاى پرپر » كه مثنوى بلندى در رابطه با شهداى خوزستان است . در زير چاپ مىباشد . وى قالب غزل و دوبيتى را براى سرودن اشعارش برگزيده است . عبد الرحيم سعيدى راد علاوه بر فعاليتهاى فرهنگى و ادبى هم اكنون معاون عمرانى دفتر امور پژوهشى سازمان مديريت و برنامهريزى كشور است . - * - هنوز مىچكد از چشم آسمان آتش * زمين و هرچه در آن مىكشد فغان ، آتش صداى طبل عزا بين كوچه مىپيچد * و باز سنج و دهل بسته بر زبان ، آتش صداى شيون شمشير مىرسد برگوش * ميان معركه برپاست بىگمان ، آتش چه شعلهها كه به پاهاى كودكان پيچيد * چه زخمها كه چنين مىزند به جان ، آتش به پاست خطبه آتش ميان كاخ يزيد * تمام شام بلا سوخت از همان ، آتش * * * خورشيد چه عاشقانه پيمان مىداد * در وادى طوفان بلا جان مىداد آن روز معلم شهادت ، چه غريب * با ناى بريده ، دست ايمان مىداد * گل غنچهاى از سلالهى حيدر بود * افسوس كه مثل لالهاى پرپر بود آن ظهر عطشناك چه غوغايى كرد * آن مرد كه نام كوچكش اصغر بود