مرضيه محمدزاده
1627
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
كيستم من كه به تكرار غمت بنشينم * عشق هر روز به تكرار تو برمىخيزد « 1 » * * * عصر عاشورا ( 1 ) : دشت مىبلعيد كمكم ، پيكر خورشيد را * بر فراز نيزه مىديدم سر خورشيد را آسمان گوتا بشويد با گلاب اشكها * گيسوان خفته در خاكستر خورشيد را بوريايى نيست در اين دشت تا پنهان كند * پيكر از بوريا عريانتر خورشيد را چشمهاى خفته در خون شفق را واكنيد * تا ببينيد كهكشان پرپر خورشيد را نيمى از خورشيد در سيلاب خون افتاده بود * كاروان مىبرد نيم ديگر خورشيد را آه اشترها چه غمگين و پريشان مىروند * بر فراز نيزه مىبينم سر خورشيد را « 2 » * * * عصر عاشورا ( 2 ) : شن بود و باد ، قافله بود و غبار بود * آن سوى دشت ، حادثه چشم انتظار بود فرصت نداشت جامهى نيلى به تن كند * خورشيد سر برهنه لب كوهسار بود گويى به پيشواز نزول فرشتهها * صحرا پر از ستارهى دنبالهدار بود مىسوخت در كوير ، عطشناك و روزهدار * نخلى كه از رسول خدا يادگار بود نخلى كه از ميان هزاران هزار فصل * شيواترين مقدّمهى نوبهار بود شن بود و باد ، نخل شقايق تبار عشق * تنديس واژگون شدهاى در غبار بود مىآمد از غبار ، تبآلود و شرمسار * آشفته يال و شيههزن و بىقرار بود بيرون دويد دختر زهرا ز خيمهگاه * برگشته بود اسب ، ولى بىسوار بود « 3 »
--> ( 1 ) - همان ؛ ص 25 و 26 . ( 2 ) - همان ، ص 21 و 22 . ( 3 ) - همان ، ص 23 و 24 .