مرضيه محمدزاده
1621
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
در عزاى آل شبنم ، سوختم * آه ! اى اندوه مبهم ، سوختم ! سوختم ، آتش گرفتم ، واى من * مىتراود كربلا از ناى من مىشكوفد خونِ دل با ياد او * من خرابم از جنون آباد او ساقى امشب بادهام افزون بده * بادهاى با ساغر مجنون بده ساقى امشب بيقرارم ، آتشم * دردهاى بىپناهى مىكشم آتشم من آتشى افروخته * سينهاى دارم عزا اندوخته سينهام جاى عزاى آدم است * « سينه مالامال درد » و ماتم است آه اى من ، اى من گمگشتهام * اى من غرق توهّم گشتهام سالها در انتظارت ، سوختم * ز اشتياقت شعلهها اندوختم العطش اى ابر رحمانى ببار * سوختم در شعلههاى انتظار راهى دشت رهايى گشتهام * باز امشب كربلايى گشتهام كربلا در سينهى دل خستههاست * كربلا از باقى مردم جداست زينب اينجا بس غريب افتادهست * خطبههايش ، بىنصيب افتادهست خطبه يعنى : اعتراضى آتشين * خطبه يعنى : درد زين العابدين خطبه يعنى : همچو زينب استوار * با تبسّم ايستادن پاى دار خطبه تجديد حسينى ديگر است * امتثالى از علىّ اكبر است خطبه زخم خونى احساس بود * خشم آتش پرور عباس بود خطبه يعنى : تشنگى آموختن * در كنار آب ، لب را دوختن خطبه يعنى : زن حريم پاكى است * جلوهيى از حجب و از بىباكى است خطبه يعنى ذو الجناح بىسوار * برگريزان خزان در نوبهار گريهى مشك است بر صحراى خشك * بوسهى فيروزه بر لبهاى خشك شعلهاى در كوچه باغ ارغوان * آتشى بر ناى سرباز جوان خطبه يعنى خيمههاى شعلهور * عقدهها از مردمان بىخبر رقص شلاق است بر جانهاى پاك * پيكر عشق است بر ديباى خاك خطبه يعنى با على افروختن * با مصيبتهاى زهرا سوختن با على در نيمه شبهاى غريب * هم نوا با نالههاى « أَمَّنْ يُجِيبُ » ديده از « امِّ ابيها » كندن است * وز نوايش سينه را آكندن است آن كه مست از بادهى تلخ شب است * آشنا كى با نواى زينب است * * * اين چه شورى است كه اين گونه بلا خيز شده * نيزه زارى به قدوم قدمش تيز شده