مرضيه محمدزاده

1618

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

ماه از ميان نخل‌هاى شرمگين گذشت چشمهاى مست مرگ مشك و ماه را به خواب ديد * مشك سير ماه تشنه خيمه‌گاه منتظر ماه دستهاى خويش را به آب داد چشم‌هاى خويش را به آفتاب * مرگ همچنان به مشك خيره مانده بود تيرى از كمان پريد مشك مرد و ماه تشنه جان سپرد خيمه‌گاه بغض كودكان خويش را به آسمان سپرد * مرگ مانده بود و ماه مىگذشت * شط - هنوز تا هميشه - رو سياه مىگذشت * غزل اندوه : نوشيد خاك تشنه اندوه صدايت را * پيمود چشم آسمان سمت دعايت را گم كرد دستاس زمين در گردشى غافل * دستان با تقدير چرخش آشنايت را مىچرخد اين دستاس خالى بعد از آن بىخود * مىجويد از انسان گندم‌گون خدايت را مىپرسد از خود در سكوت نيمه شب‌هايش * راز بقيع و راز ظهر كربلايت را