مرضيه محمدزاده
1608
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
همه را سيراب كند * تپه ورق مىخورد و دختران كعبه سيهپوش مىشوند * دريا حقيقتى است كه تشنه مىميرد نوحه صداى شكستن است و فرياد ، غرور دامنهدارى است در گلو آتش از ثانيهها مىگذرد و عشق مذاب تمام زمين را سيراب مىكند علم بر آسمان سلام مىكند و علمدار ، با نگاه شكسته قدم برمىدارد ماه هنوز چرخ مىزند زمين مبهوت آسمان كوتاه و مسجد از صداى علمدار پر رنگ مىشود كسى لبهاى تشنهاش را نوشيد و فرات از خجالت آن آب ، آب شد * * * عاشورا : تمام كعبه را دويده است سرش را به آسمان بلند مىكند هفتاد عشق در آيينه چشمش خفته است