مرضيه محمدزاده
785
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
جمال روش خورشيد را غبار گرفت * كه در غبار نهان شد مه لقاى حسين در آن محل كه ز بيداد داد ، داده شود * سزاى خود ببرد خصم ناسزاى حسين به روز واقعه اى ظالم خداناترس * بيا ببين كه چهها كردهاى به جاى حسين خداى قاضى و پيغمبر از تو ناخشنود * چگونه مىدهى انصاف ماجراى حسين حسين ، جان گرامى فداى امّت كرد * سزاست امّت اگر جان كند فداى حسين به روز محشر ببينى به دست پيغمبر * كليد گنج شفاعت به خون بهاى حسين حسين را تو ندانى خداى مىداند * كمال منزلت و عزّت و علاى حسين نكاح مادر او زير سايهى طوبى * ببست با پدرش در ازل ، خداى حسين غبار گرد مناهى به دامنش نرسيد * ز عصمت گهر پاك پارساى حسين سحاب ، قطرهى باران ، حسين سر بخشد * عطاى ابر كجا و كجا عطاى حسين اگر رضاى خدا و رسول مىطلبى * متاب روى ارادت تو از رضاى حسين به باغ منقبت آل مصطفى امروز * منم چو بلبل خوشخوان ، سخن سراى حسين خموش ابن حسام اين سخن نه لايق تست * ستايش تو كجا و كجا ثناى حسين ؟ ! مهيمنا ، به دعايى كه خواند پيغمبر * كه ياد كرد درو صفوت و صفاى حسين كز آفتاب قيامت ، مرا پناهى ده به زير سايهى ، دامنكش لواى حسين « 1 »
--> ( 1 ) - همانجا .