مرضيه محمدزاده
1545
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اگر با جبين تو برابر شود دنبالهى تو جنگل خورشيد است شايد فقط خاك نامعلوم قيامت ظرفيت تو را دارد زمين اگر چشم داشت بزرگوارى تو اين سان غريب نمىماند هيچ جراتى جز قلب تو نسوخت سپيدتر از سپيده بر شقيقه صبح ايستادهاى و از جيب خويش خورشيد مىپراكنى اى معنويّت نامحدود زود است حتى در زمين نام تو برده شود زمين فقط پنج تابستان به عدالت تن داد و سبزى اين سالها تتمهى آن جويبار بزرگ است كه از سرچشمهى ناپيدايى جوشيد وگر نه خاك را بىتو جرات آبادانى نيست تو را با ديدنيهاى مأنوس مىسنجيدم من اگر مىدانستم پشت آسمان چيست و تو همانى تو آن بهار ناتمامى كه زمين عقيم ديگر هيچگاه