مرضيه محمدزاده
1542
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
ميزبانان منافق نان بيعت را تبليغ مىكنند هفتاد و دو آفتاب به ادامهى انتشار كهكشان از روشنان مشرق عشق برآمدند در گذرگاه حادثه ايستادند پيراهن خستگى را با بلند نيزه دريدند پيش هجوم آنان سينه دريدند هفتاد و دو آفتاب از ايمان كه قوام زمين در قيامشان نشسته بود فرومايگان دست تقلب را در برابر شتابناكى ايشان گشودند اينان به اعتماد خدا به اعتصام خويش نماز بردند * بايد به آن قبيله دشنام داد كه در راحت سايه نشستند دامان شكفتن در خويش را كشتند بايد به آن طايفه پشت كرد كه دل خورشيد را شكستند * كدام صميميت به انتشار مظلوميت شمايان دست زد كه هنوز هم طوفان از آن زمين به ناله مىگذرد