مرضيه محمدزاده
1512
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
چه شورى داشت آن شيدايىات بالا بلند من * كه در ميدان دل ، سر بردهاى بالاتر از بالا هزاران ارغوان در شعلههاى زخم تو پنهان بود * ميان آن همه سوز عطش ، پيداتر از پيدا نمىدانم چرا آبىترين رود جهان حتّى * نزد آبى به كام تشنهى سقّاتر از سقّا به روز واقعه ، آوازى از جنس دگر خواندى * و مىديدى صدايت مىوزد فرداتر از فردا گلويت را ملائك بوسه مىدادند و مىديدند * خدا هم بوسه مىزد بر لبت ، تنهاتر از تنها به پاى نينوا ، ما بىنوايان محشرى داريم * كه اين محشر به بوى تو شود كبراتر از كبرا تو اى آزاده ، اى خون خدا ، عاشقترين عاشق * دل ما از قيام تو شده شيداتر از شيدا