مرضيه محمدزاده

1478

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

قادر طهماسبى قادر طهماسبى فرزند على متخلص به « فريد » به سال 1331 ه . ش در شهرستان « ميانه » ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى تا قسمتى از متوسطه را در زادگاه خود و دنباله آن را تا سطح ديپلم در استان سيستان و بلوچستان گذراند و تحصيلات عاليه خود را در رشته روانشناسى ادامه داد . وى فعاليتهاى شعرى خود را از دوران دبيرستان آغاز كرد . از قادر طهماسبى تاكنون سه مجموعه شعر به چاپ رسيده است : « عشق بىغروب » كه مجموعه غزليات وى است ، « گزيده ادبيات معاصر شماره 94 » و « روزى به رنگ خون » كه مجموعه اشعار عاشورايى ايشان است دو كتاب غير منظوم نيز از ايشان آماده چاپ است : « شعر و زيبا شناختى » و « اخلاق هنرى ، مباحث نظرى و عملى در شعر » . وى شاعرى است كه در تمام قوالب شعرى طبع آزمايى كرده است در كلاسيك تمايلش بيشتر به غزل و غزل مثنوى و چهار پاره است ولى در شعر نو در قالب نيمايى و سپيد نيز به خوبى شعر مىسرايد قادر طهماسبى فعاليتهاى مختلف فرهنگى و ادبى و مطبوعاتى را در شكل همكارى با سازمانها ، كانونها و مراكز دانشگاهى بويژه در جهاد دانشگاهى اصفهان را در كارنامه خود دارد و هم اكنون همكارى نزديكى با حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى دارد . - * - طفيل سيره‌ى عشق است داغدارى ما * به باغبانى درد است لاله كارى ما تنور لاله درين فصل آن چنان داغ است * كه مىچكد عرق از روى شرمسارى ما به راه خيزش ما گرچه نيزه كاشته‌اند * جوى نكاسته از شور تك سوارى ما به رود خسته‌ى تاريخ داده درس شتاب * در آبراه هدف ، موج بىقرارى ما صفى ز لشكر عشقند باد و باران هم * غريب نيست شتابند اگر به يارى ما دهان به نغمه‌ى شادى دريده دشمن را * بگو درآمد جنگ است سوگوارى ما شروع زندگى جاودانه با يار است * درين غريب كشى ، مرگ اختيارى ما به زير سايه‌ى طوبى قدان عاشورا * نرسته سرو بلندى به استوارى ما صلا زدى كه : كسى هست يارىام بدهد ؟ * بلى حسين من ، آنك خروش آرى ما اگر چه دير صلايت شنيده‌ايم ، اما * بگير هر چه غرامت ز خون جارى ما بگو به دشمن مغلوب ما كه در راه است * هنوز حادثه‌ى زخم‌هاى كارى ما گره ز جعد خم سر به مهر بگشاييد * كه سر نهاده به شوريدگى خمارى ما اميد منتظران ، با ظهور خود بزداى * غبار اشك ، ز چشم اميدوارى ما « فريد » خط شهادت هميشه هايل باد * ميان خستگى و پاى پايدارى ما « 1 » * * * سرّ نى در نينوا مىماند ، اگر زينب نبود * كربلا در كربلا مىماند ، اگر زينب نبود

--> ( 1 ) - حديث باب عشق ؛ ص 176 و 177 .