مرضيه محمدزاده

1474

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

اى حجت حق كه خون تو خون خداست * جاويد ز تو حماسه‌ى عاشوراست تا شيعه مگر فريب مفتى نخورد * از رسم تو راه حق و باطل پيداست * ظهرى كه نماز عشق برپا كردى * دين را ز قيام خويش احيا كردى آن روز تو خودسران خود باور را * با خون گلوى خويش رسوا كردى * ياد تو محال است فراموش شود * دريا به سكون مگر هم آغوش شود ؟ خون تو چراغ روشن راه خداست * هيهات كه اين چراغ خاموش شود * آن سر كه به سوداى تو سربازى كرد * سر بر سر نى داد و سرافرازى كرد تا ما به مرام عشق آگاه شويم * اين نقش به نينوا چه خوش بازى كرد