مرضيه محمدزاده
1457
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
من تلخى صبر خدا در جام دارم * صغراى رنج مجتبى در كام دارم من زخم خوردم ، صبر كردم ، دير كردم * من با حسين از كربلا شبگير كردم آن روز در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد فريادهاى خسته سر بر اوج مىزد * وادى به وادى خون پاكان موج مىزد * بىدرد مردم ما خدا ، بىدرد مردم * نامرد مردم ما خدا ، نامرد مردم از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم * زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم از دست ما بر ريگ صحرا نطع « 1 » كردند * دست علمدار خدا را قطع كردند نوباوهگان مصطفى را سر بريدند * مرغان بستان خدا را سر بريدند در برگريز باغ زهرا برگ كرديم * زنجير خائيديم و صبر مرگ كرديم چون بيوهگان ننگ سلامت ماند بر ما * تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما روزى كه در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد « 2 » * * * هجرت : اين فصل را با من بخوان باقى فسانه است * اين فصل را بسيار خواندم عاشقانه است شبگير غم بود و شبيخون بلا بود * هر روز عاشورا و هر جا كربلا بود قابيليان بر قامت شب مىتنيدند * هابيليان بوى قيامت مىشنيدند جان از سكوت سرد شب دلگير مىشد * دل در ركاب آرزوها پير مىشد اميدها در دام حرمان درد مىشد * بازار گرم عاشقىها سرد مىشد ديدم ، شبان خفته را تبدار ديدم * بر خفتهى شب ، شبروى بيدار ديدم مردى صفاى صحبت آيينه ديده * از روزن شب ، شوكت ديرينه ديده مردى حوادث ، پايمال همت او * عالم ثناگوى جلال همّت او مردى نهان با روح ، هم پيمان نشسته * مردى به رنگ نوح در طوفان نشسته مردى به مردى دشنه بر بيداد بسته * در خامشىها قامت فرياد بسته مردى تذرو « 3 » كشته را پرواز داده * اسلام را در خامشى آواز داده كاى عالمى آشفته چند آشفتن تو * گيتى فسرد از فتنه تا كى خفتن تو ابر و نباريدن چه رنگ است اين چه رنگ است * تيغ و نبرّيدن چه ننگ است اين چه ننگ است ياد احد ياد بزرگىها كه كرديم * آن پهلوانىها ، سترگىها كه كرديم شبگير ما در روز خيبر ياد بادا * قهر خدا در خشم حيدر ياد بادا . . . « 4 »
--> ( 1 ) - نطع : فرش چرمين . ( 2 ) - رجعت سرخ ستاره ؛ ص 63 - 66 . ( 3 ) - تذرو : قرقاول ، نام پرندهاى . ( 4 ) - رجعت سرخ ستاره .