مرضيه محمدزاده

1444

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

آن شير كه فرمانده‌ى لشگر گرديد * سقّاى گل سرخ پيمبر ، گرديد تفتيده جگر برون شد از شطّ فرات * در دجله‌ى خون خود شناور گرديد * * * بر تشنه لبان ، دجله‌ى بيتاب گريست * چون چشم فرات ، مشك پر آب گريست در دامن كهكشانى دشت عطش * خورشيد ، كنار نعش مهتاب گريست * * * در كشور دل ، امير امّيد تويى * مشعل كش جيش شير توحيد تويى مانند سهيل سرخ در باغ فلق * بر شب زدگان ، سفير خورشيد تويى * * * تنها نه كسى ترا همآورد نبود * يك مرد نبرد يار و هم درد نبود آن شب كه زنى كرد حمايت از تو * در كوفه بحقِّ حق كه يك مرد نبود * * * آن مه كه رداى نور بر پيكر داشت * گلتاج ولايت سحر بر سر داشت در كوفه چو ذات كبريا تنها شد * آنگه كه سر از سجده‌ى آخر برداشت * * * دريا دل تكسوار ، تنها شده بود * در عرصه‌ى گيرودار ، تنها شده بود بر بام سياه كوفه چون مهر منير * مسلم - گلِ سربدار - تنها شده بود