مرضيه محمدزاده
1425
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
سيد محمد عباسيه كهن سيد محمد عباسيه به سال 1325 ه . ش در بندر انزلى به دنيا آمد . تحصيلات خود را تا ديپلم در آن شهر گذراند و در سال 1346 شمسى وارد دانشكدهى ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران شد امّا به دليل بروز اعتصابات دانشجويى از دانشگاه اخراج شد . عباسيه پس از آن به سمت كارمند دادسراى صومعهسرا به خدمت مشغول شد و به سال 1355 شمسى بار ديگر به دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران راه يافت و به دريافت مدرك كارشناسى زبان و ادبيات فارسى نائل آمد و پس از آن به استخدام آموزش و پرورش در آمد . عباسيه از دوران جوانى به سرودن اشعار پرداخت و شعرهايش به صورت پراكنده در نشريات ، جنگها و مجموعههاى شعرى گردآورى شده ، انتشار يافته است . وى اغلب متمايل به شعر كلاسيك است و بيشتر قالب غزل را براى سرودن برگزيده است . از آثار او مىتوان : « به رنگ نيلوفران » و « شهر من عشق » اشاره كرد . - * - گر رفته بود از سر كوى تو آفتاب * برگشته است باز به سوى تو آفتاب باغ افق كه روز ، پر از عطر نور شد * هر صبحدم شكفت به بوى تو آفتاب دلسرد زيستهست زمين ، تا تو آمدى * گرم است از حرارت خوى تو آفتاب اى كربلاى تشنه ! فلك ، شرمگين توست * تا مىكشد به دوش ، سبوى تو آفتاب مثل فرشته از فلك آيد فرو به خاك * تا بوسهاى زند به گلوى تو آفتاب تا در قلمرو تو شبيخون زدهست شب * شد پاسدار حرمتِ كوى تو آفتاب « 1 » * * * رباعى : شمعىست ، كه سوز و ساز را ترك نكرد * در راه خطر ، حجاز را ترك نكرد اين عشق چه عشقىست كه در جنگ ، حسين * سرداد ، ولى نماز را ترك نكرد * آن طفل كه بوى آب ، بىتابش كرد * فوّارهى خون ، گرم ، سيرابش كرد ! ناگاه ز سَمت كوفه تيرى برخاست * لالايى گرم خواند و در خوابش كرد ! * آغوش بهشت ، روى گلها وا بود * از اشك ، زمين كربلا دريا بود وقتى كه درِ باغ شهادت وا شد * انگار ميانِ لالهها دعوا بود ! *
--> ( 1 ) - ميراث عشق ؛ ص 332 .