مرضيه محمدزاده

1417

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

وقتى كه سوخت حلق حسين ( ع ) از شرار تيغ * در حيرتم كه خانه‌ى هستى چرا نه سوخت جانانه داد جانى و دين جاودانه ساخت * بايست در مصيبت او جاودانه سوخت تا بود چرخ سفله خطايى چنين نكرد بر هيچ آفريده جفايى چنين نكرد « 1 » * * * در گرامى داشت خاطره‌ى جاودانه‌ى شهادت زندگىآموز و آزادگىپرور سرور و سالار شهيدان اسلام و انسانيت و آرمان و اخلاق ، حضرت سيد الشهدا ، ابى عبد اللّه حسين بن على عليه و على آله السلام : با بغض گرفت غم به دامن سرمان * سر كرده هواى نيزه‌ى سرورمان گشتند قرين محرّم و فروردين از عيد شده عزاش واجب‌ترمان * برماست كه ياد دوست نيكو داريم * دل را نه اسير رنگ ، نه بو داريم گر سال كهن نو شده از گردش دهر ما تازگى دين خود از او داريم * يك شب اگر او به خواب آيد بازم * بر هرچه ، ز ماه تا به ماهى نازم قربان نشدم اگر ز وَجْد آنگه جان قربانى راه ذو الجناحش سازم * ترجمه‌ى منظوم بعضى از احاديث آن حضرت ( ع ) : 1 - ان لم يكن لكم دين فكونوا احرارا فى دنياكم : از كتم عدم چو حقگر آزاده شويد * حيف است براى باطل آماده شويد گر روى ز رسم و راه دين گردانديد * در كار جهان دست كم ، آزاده شويد 2 - ان الحيوة عقيدة و جهاد : اين خواب گران ، دريغ ارزان نبود * بيهوده به سر بردنت آسان نبود در بحر حيات گوهرى چون ايمان * يا جهد و جهاد در ره آن نبود 3 - بخشى از وصيت نامه آن حضرت ( ع ) به برادر ناتنىاش جناب محمد بن حنفيه ( منسوب به نام مادر ، كه با هم برادر پدرى بودند ، مانند قمر بنى هاشم ) : « . . . انى لم اخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الإصلاح فى امّة جدّى محمّد صلى اللّه عليه و آله ،

--> ( 1 ) - خورشيد به نيزه ؛ ص 31 - 46 .